براى اطلاع از عقايد صوفيه در مورد خوف ، جع : رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 62 - 59 ، شرح تعرف ، چاپ هند ، ج 3 ، ص 131 - 128 ، منازل السائرين ، چاپ ايران ، ص 49 - 48 ، اللمع ، چاپ ليدن ، ص 63 - 60 ، محاسن المجالس از ابو العباس صنهاجى ، چاپ پاريس ، ص 85 - 83 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 221 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، ذيل آيهى شريفه :
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
. ( يونس ، آيه 62 )
آن دل از جا رفته را دل شاد كرد * خاطر ويرانش را آباد كرد
بعد از آن گفتش سخنهاى دقيق * وز صفات پاك حق نعم الرفيق
دل از جا رفته : مجازا ، نگران و مضطرب ، ترسيده .
سخنهاى دقيق : مطالبى كه فهم آن بهر كس نرسد ، صوفيان ، مطالب خود را « علوم دقائق » مىنامند .
نعم الرفيق : چه خوش دمساز و نرم خويى است . رفيق يكى از اسماء الهى است كه در حديث : بل الرفيق الاعلى . بدين معنى توجيه شده است ، بعضى هم آن را عبارت از انبيا و شهيدان گرفتهاند . طبقات ابن سعد ، طبع بيروت ، ج 2 ، ص 230 ، احياء علوم الدين ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 338 ، اتحاف السادة المتقين ، طبع مصر ، ج 10 ، ص 296 - 288 ، نهايهى ابن اثير ، طبع مصر در ذيل : رفق .
وز نوازشهاى حق ابدال را * تا بداند او مقام و حال را
حال چون جلوه ست ز آن زيبا عروس * وين مقام آن خلوت آمد با عروس
جلوه بيند شاه و غير شاه نيز * وقت خلوت نيست جز شاه عزيز
جلوه كرده خاص و عامان را عروس * خلوت اندر شاه باشد با عروس