تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
داده‌اند . كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنين گراد ، ص 540 . نيز امثال و حكم دهخدا ، ذيل : « جوينده يابنده است » كه بعنوان حديث نبوى و بدون ذكر مأخذ نقل شده است . اين مثل را در مثنوى مكرر خواهيم ديد .
ديد اعرابى زنى او را دخيل * گفت عمر نك به زير آن نخيل
زير خرما بن ز خلقان او جدا * زير سايه خفته بين سايه‌ى خدا
دخيل : بيگانه در ميان قومى ، متوسل . نخيل : دسته‌اى از درخت خرما ، خرماستان . خرما بن : تركيبى از « خرما » و « بن » بمعنى ريشه و بيخ است و مراد از آن درخت خرماست چنان كه در تركيب « گلبن » و « چناربن » و « سيب بنان » . سايه‌ى خدا : خليفه ، پادشاه . مأخوذ است از حديث ذيل : السلطان ظل اللَّه فى الارض ياوى إليه كل مظلوم من عباده ( پادشاه يا حكومت سايه‌ى خداست در زمين كه هر مظلومى از بندگان خدا به دو پناه تواند برد . ) كه بصور و طرق مختلف روايت شده است . جامع صغير ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 37 . الحكمة الخالدة ، طبع مصر ، ص 179 .

[ يافتن رسول روم عمر را خفته در زير درخت ]

آمد او آن جا و از دور ايستاد * مر عمر را ديد و در لرز اوفتاد
هيبتى ز آن خفته آمد بر رسول * حالتى خوش كرد بر جانش نزول
مهر و هيبت هست ضد همدگر * اين دو ضد را ديد جمع اندر جگر
مهر و محبت ، مستلزم انس و سقوط آداب و تكاليف است بر خلاف هيبت كه ترسى است آميخته به احترام و احساس عظمت و لازمه‌ى آن ، حرمت داشت و شكوه‌مندى است و بدين مناسبت ، ضد و خلاف يكديگراند و جمع