تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
باز مىگويند زيرا آثار وجود تابع حقيقت وجود است كه عين ذات حق است و بنا بر اين هر چيزى از معقول و محسوس حكايتى از خدا مىكند و توجه بدان ، توجه به خدا تواند بود . بتعبير ديگر ، سعه‌ى ذات و احاطه‌ى وجود بىنهايت حق ، مقتضى است كه در هيچ مكانى نگنجد ولى هيچ مكان هم از وى خالى نباشد و از اين رو ما بهر چه روى آوريم به حق تعالى توجه كرده‌ايم اما چنين شهود و رؤيتي ، خاص از آن كسانى است كه از هوى و وهم رهايى يافته و استقامت نظر داشته باشند .
هر كه را باشد ز سينه فتح باب * او ز هر شهرى ببيند آفتاب
فتح باب : گشايش در آرزو و مراد ، در اصطلاح منجمان ، « هر آن دو كوكب كه خانه‌هاى ايشان بمقابله يكديگرند چون ميان ايشان اتصال بود ، او را فتح باب خوانند اى گشادن در . پس اتصال قمر يا آفتاب بزحل فتح باب خوانند ، دليل باران و برف آرميده بود و اتصال زهره بر مريخ فتح باب باران و سيل و تگرگ و رعد و برق بود و اتصال عطارد به مشترى فتح باب بادها » التفهيم ، طبع طهران ، ص 499 - 498 ، نيز ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : فتح الباب .
تو آن كسى كه ز باران فتح باب كفت * مزاج سنگ شود مستعد نشو و نما
ديوان انورى ، ص 16
تا ابد دود و دخان بارنده گردد چون بخار * گر بيفتد بر فلك چون دست تو يك فتح باب
همان مأخذ ، ص 27