تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 380 - 378 ، تبيان ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 145 ، تفسير كشاف ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 231 ، تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 189 188 ، مجمع البيان ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 82 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 1 ، ص 692 - 690 ، لطايف الاشارات تاليف ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 326 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 77 .
بد خواه : مجازا ، نفس اماره . ناظر است بحديث : اعدى عدوك نفسك التي بين جنبيك . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 9 . و يا به آياتى كه در آنها شيطان بنام « عدو » ياد شده است از قبيل :
وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
. ( البقرة ، آيهى 168 ) كه در آن صورت ، بمعنى شيطان خواهد بود .
شرط وصول به حق ، نزد صوفيان تهذيب نفس و تصفيهى باطن است كه بوسيلهى آن ، استقامت نظر بحصول مىپيوندد و سالك بدرجهى كشف نائل مىآيد بنا بر اين ، مولانا مىگويد كه هر كس جان خود را از هوس پاك دارد بنعمت ديدار و كشف مطلوب كه خداست وصول مىيابد و چون پيمبر ( ص ) جانى از هوس و هوى و هم پاك داشت و ديدهى راست بين يافت كه «
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
» شاهد آنست ، از اين رو بهر چه رومى آورد خدا را از آن سو مىديد و روى به دو مىآورد ولى آن كه در نار حسد و آتش هوى مىسوزد بدين مقام و اصل نمىگردد و اين نكته مبتنى بر آنست كه حق تعالى در مرتبهى ذات خود غيب مطلق و بىنشان محض است و از آن مرتبه هيچ خبر نتوان داد و اسم و رسمى نتوان يافت ولى از آن جا كه مقتضاى اسم « الظاهر » و تجلى او در ملك و ملكوت است ، هر اسمى و خبرى كه باز گويند و هر صفتى كه اشيا بدان متصف شوند همه در حقيقت از وى خبر مىدهند و صفات او را نشان