بهر جا روى آريد نيت شما و يا رضاى حق و يا ذات او آن جاست و قصد و نيت متوجه اوست . بعضى هم گفتهاند كه مقصود از مشرق و مغرب ذكر حدود ارض است و آيه را بدين گونه تفسير مىكنند كه در هر نقطه از زمين كه باشيد مىتوانيد بكعبه توجه كنيد .
توجيه ديگر اينست كه مورد اين آيه ، نماز سفر است و يا بموقع حرب و كارزار ، اختصاص دارد كه در آن هنگام توجه به قبله لازم نيست . عقيدهى شيعه و جمعى از اهل سنت چنين است كه مقصود نماز نافله در وقت مسافرت است كه مسلمانان مىتوانند بر پشت شتر يا هر مركب ديگر بدون توجه به قبله بجا آورند . بعضى هم اين آيه را منسوخ مىشمارند .
صوفيان مىگويند كه مشرق و مغرب صفت قلب است به اعتبار آن كه انوار الهى بر آن و از آن مىتابد و گاهى نيز طوارق غفلت و هواجس نفس بر آن غلبه مىكند پس بلحاظى مشرق و از جهت ديگر مغرب است و يا آن كه بهنگام استيلا و غلبهى سلطان حقيقت ، حالت حس و ادراك از سالك سلب مىشود و در آن حالت كه به « اصطلام و قهر » موسوم است از وجود خود غايب مىگردد و به خود مستشعر نيست چنان كه پس از طلوع خورشيد ، فروغ ستارگان در انوار آن ، مضمحل و ناپديد مىشود و اين صفت غروب مخصوص منتهيان است بخلاف نخستين كه به اصحاب بدايت تعلق دارد .
وجه را هم بدين گونه تعريف مىكنند كه امرى است كه بوسيلهى آن توجه و استقبال صورت مىگيرد و يا چيزى بدان بظهور مىرسد پس همه اجزاء جهان وجه اللَّه است از آن سبب كه مظهر جمال و جلال الهى است و حق درين اشيا و بدانها ظاهر مىگردد و در حقيقت هيچ مكانى مخصوص نيست بدان كه از آن به حق تعالى روى آورند مگر آن كه نصى و حكمى از طريق شارع بر تخصيص آن بما رسيده باشد .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥١٤