هفت مراد نيست . امام فخر رازى درين مورد بحثى مفيد كرده است . تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 6 ، ص 744 .
سنگها و كافران سنگ دل * اندر آيند اندر او زار و خجل
مقتبس است از مضمون آيهى شريفه :
فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ
. ( البقرة ، آيهى 24 ) .
هم نگردد ساكن از چندين غذا * تا ز حق آيد مر او را اين ندا
سير گشتى سير گويد نى هنوز * اينت آتش اينت تابش اينت سوز
عالمى را لقمه كرد و در كشيد * معدهاش نعره زنان هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
ناظر است به آيهى شريفه :
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
( ق ، آيهى 30 ) .
حق قدم بر وى نهد از لامكان * آن گه او ساكن شود از كُنْ فكان
كن فكان : تعبيرى است نظير : كن فيكون - كه مفاد آن سرعت جريان امر الهى و عدم تخلف معلول است از علت تامه .
اين بيت مطابق است با مضمون حديث : يقال لجهنم هل امتلأت و تقول هل من مزيد فيضع الرب تبارك و تعالى قدمه عليها فتقول قط قط . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 15 .
اين حديث را مجسمه بمعنى حقيقى خود مىگيرند و ديگر فرق اسلامى آن را مجاز مىدانند و تاويل مىكنند و مىگويند مقصود از اين تعبير ، آرام ساختن و فرونشاندن سورت جهنم است و بعضى قدم را عبارت از انسان كامل گرفتهاند به اعتبار آن كه در وجود متاخر است چنان كه قدم در نهايت بدن انسان قرار دارد ،