كه داراى دو معنى است استعمال مىكنند و لفظ سابق بر آن ، قرينهى يكى از دو معنى و لفظ پسين قرينهى معنى ديگر است چنان كه درين بيت « دور » هم بر گردش روزگار و هم بر گردش جام اطلاق مىشود و « نوبت » در مصراع اول قرينهى معنى نخستين و « ساقى » در مصراع دوم قرينهى معنى دومين است .
نسخهى موزهى قونيه و چاپ ليدن « دور دايم » را به صورت اضافه و با علامت كسر در زير نشان دادهاند و ما بتبعيت آن دو نسخه اين تعبير را به صورت اضافه نوشتيم ولى خواندن « دور » بنحو موقوف ، صحيح تر و معنى در آن صورت روشن تر است ، بنا بر نسخهى قونيه و ليدن احتياج بتاويل دارد و آن را بايد ظرف زمانى فرض كنيم با حذف ادات ( در ) كه خالى از ضعف و ركاكت نيست .
[ تفسير رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر ]
اى شهان كشتيم ما خصم برون * ماند خصمى زو بتر در اندرون
مولانا درين فصل كه ازين بيت تا بيت 1389 را شامل است بشرح دشوارى جهاد با نفس و تزكيه و تهذيب آن و تفسير حديث : قدمتم من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر مجاهدة العبد هواه .
مىپردازد ، اين حديث بصور مختلف نقل شده است .
جع : احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 14 . نظير آن گفتهى يكى از حكماى يونان است : اشد الجهاد مجاهده الانسان غيظه .
مختار الحكم ، طبع مادريد ، ص 340 .
خصم برون : دشمنان هر كس از نوع انسان و خصم درون ، نفس و شهوت و آرزو است ، مضمون مصراع دوم ناظر است بحديثى كه در ذيل بيت 906 مذكور افتاد . نظير آن جملهاى است كه به بطلميوس نسبت دادهاند : النفس اغلب عدو . مختار الحكم ، طبع مادريد ، ص 255 .
كشتن اين كار عقل و هوش نيست * شير باطن سخرهى خرگوش نيست