لنين گراد ، ص 260 - 251 ، احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 3 ، ص 42 - 40 .
دوزخ است اين نفس و دوزخ اژدهاست * كاو به درياها نگردد كم و كاست
صوفيان ، مبدا و سرچشمهى صفات نكوهيدهى انسان را ، نفس مىگويند ، ابن عربى آن را به صفات معلول بشرى تعريف مىكند و معنى « معلول » به نظر او هر امرى است كه حق تعالى در آن امر مشهود بنده نباشد پس مىتوان گفت هر صفت يا عملى كه با غفلت از خدا عارض شود يا صورت گيرد ، نفس است جع : احياء العلوم ، چاپ مصر ، ج 3 ، ص 3 ، فتوحات مكيه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 749 .
دوزخ نزد مولانا صورت نفس و تجسم احوال و اخلاق اوست ( جع :
ذيل ب 779 ) و آتش دوزخ نمودار قهر خداى تعالى است و بنا بر اين ، مانند آتش حسى نيست كه آب جويها و درياها آن را خاموش تواند كرد ، كشتن اين آتش تنها بوسيلهى نور و لطف خدا ميسر تواند شد ، چنان كه مىفرمايد :
خشم تو تخم سعير دوزخست * هين بكش اين دوزخت را كين فخست
كشتن اين نار نبود جز بنور * نورك أطفأ نارنا نحن الشكور
مثنوى ، ج 3 ، ب 3480 ، 3481 اين نور همان قدم خداست كه به زودى دربارهى تاثير آن سخن خواهد گفت .
هفت دريا را در آشامد هنوز * كم نگردد سوزش آن خلق سوز
هفت دريا : درياى اخضر ، درياى عمان ، درياى قلزم ، درياى بربر ، درياى اقيانوس ( اقيانوس اطلس ) ، درياى قسطنطنيه ( بحر الروم ) ، درياى اسود . آنندراج . و ظاهرا هفت درين مورد مفيد كثرت است و عدد خاص