آب در جوى كسى راندن : بكنايت ، كسى را بمراد رسانيدن ، كامياب و نيك بخت كردن :
مصراع دوم را مولانا در ديوان كبير بدين صورت آورده است :
دست بگشا جانب زنبيل ما * آفرين بر دست و بر بازوى تو
ديوان ، ب 23649
حق به دور و نوبت اين تاييد را * مىنمايد اهل ظن و ديد را
دور : گردش روزگار ، گردش جام مى در مجلس ، روزگار حكومت و قدرت و تسلط . نوبت : وقت عمل و فرصت حصول مراد كه به كسى پس از ديگرى رسد ، داو در قمار ، چند ساز كه با هم نوازند ، دستهى نوازندگان كه با يكديگر ساز زنند ، نقاره .
اهل ظن و ديد : اصحاب علوم ظاهر و مجتهدان كه بقياس مورث ظن عمل مىكنند و صوفيه كه پيرو شهود و رويتاند .
تاييد الهى نسبت به ارباب ظن بنوبت است از آن جهت كه هر كس بدرجهى اجتهاد نمىرسد و قياس مجتهد هميشه درست و بر طبق اصول نيست و خطا در آن روى مىدهد و نسبت بصوفيه از آن جهت كه تاييد ، موهبت است و بسته بكسب و عمل نيست و از جنس احوال است كه دوام ندارد .
[ پند دادن خرگوش نخجيران را كه بدين شاد مشويد ]
برتر از نوبت ملوك باقىاند * دور دايم روحها با ساقىاند
ملوك باقى : انبيا و اوليا و مردان خدا كه پادشاهى آنها پايدار است و فنا نمىپذيرد .
درين بيت نوعى از صنعت استخدام است بدين گونه كه لفظى مشترك را