تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
الهى است و تا خدا نخواهد داعى بر طلب و پژوهش حقيقت در باطن انسان سر نمىزند و طلب مقدمه‌ى يافتن و مفتاح مطلوبهاست و هر طالبى از روى يقين بمطلوب مىرسد ، دليلش هم اين است كه حصول هر چيزى بستگى بمشيت خدا دارد و هيچ چيزى بيرون از اراده‌ى حق در وجود نمىآيد و از دگر سوى چون مبدا و مصدر همه خيرات خداى تعالى است از اين رو طلب نيز كه آبستن يافت و كليد حصول مراد است از جانب او بر باطن بنده فائض مىشود و دعا و خواهش بنده ظهور فيض ربانى و يا رب گفتن فرع لبيك گفتن خداست . جع : مثنوى ، ج 2 ، ب 361 ببعد ، ج 3 ، ب 189 ببعد ، ج 6 ، ب 846 ببعد ، ب 1438 ببعد . نيز ، شرح منازل السائرين ، طبع طهران ، ص 117 - 114 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : طلب .
بىطلب تو اين طلب‌مان داده‌اى * گنج احسان بر همه بگشاده اى
گنج احسان : ظاهرا ناظر است بحديث : قال داود عليه السلام يا رب لما ذا خلقت الخلق قال كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 29 . براى تفسير اين بيت ، جع : ذيل ب 610 .

[ مژده بردن خرگوش سوى نخجيران كه شير در چاه افتاد ]

شاخ و برگ از حبس خاك آزاد شد * سر بر آورد و حريف باد شد
برگها چون شاخ را بشكافتند * تا به بالاى درخت اشتافتند
با زبان شَطْأَهُ شكر خدا * مىسرايد هر بر و برگى جدا
كه بپرورد اصل ما را ذو العطا * تا درخت استغلظ آمد و استوى
شَطْأَهُ
: تركيبى است اضافى ، مركب از « شطا » بمعنى شاخ نو رسته‌ى گياه و تركه‌ى درخت و « ه » ضمير مفرد غائب .