آبگينه زرد چون سازى نقاب * زرد بينى جمله نور آفتاب
مثنوى ، ج 1 ، ب 3958
ندارد رنگ آن عالم و ليك از تابهى ديده * چو نور از جان رنگ آميز اين سرخ و كبود آمد
ديوان ، ب 6130
مومن ار ينظر بنور اللَّه نبود * غيب مومن را برهنه چون نمود
مقتبس است از حديث : اتقوا فراسه المؤمن فانه ينظر بنور اللَّه عز و جل . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 14 ، نيز : كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 1 ، ص 58 .
حق تعالى از غرض و تمايل و هر صفتى كه به نقص كشد پاك و مقدس است و علم او مناسب پاكى ذات و قدوسيت اوست پس مومنان نيز بايد خويش را از غرض و هر نقصى پاك دارند و بىگمان مومنان چنين هستند و معنى آن كه بنور خدا نظر مىكنند اينست كه علم و ادراكشان دور از غرض و مرض است و دليل اينكه مومن داراى چنين نظرى است اطلاع او بر اسرار غيب و رازهاى پنهان است و از اين رو مومن هر چيز را چنان كه هست مىبيند و ديد او از افراط و تفريط بدور است . در نسخههاى جديد مثنوى « عيب » با عين ( مهمله ) بوده است و بدين جهت شارحان مثنوى در توجيه اين بيت و ربط آن به ابيات پيشين سخت گرفتار مشكل شدهاند ، در نسخهى مثنوى ، چاپ ليدن « غيب مومن » به صورت اضافه آمده است كه معنى واضحى ندارد .
چون كه تو ينظر بنار اللَّه بدى * در بدى از نيكويى غافل شدى
تعبير : « نار اللَّه » مستفاد است از آيهى شريفه :
وَ ما أَدْراكَ مَا