سوختن ، مولانا اين شكل را در ديوان كبير نيز به كار مىبرد . جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمهى مجلد هفتم از ديوان كبير ، در ذيل : سوزيدن .
آتشى : منسوب به آتش ، آن چه از آتش زايد ، مجازا ، خشمگين ، سوزنده و مردم سوز .
تا به پشت تو من اى كان كرم * چشم بگشايم به چه در بنگرم
پشت : حمايت ، تقويت ، استظهار ، پشتى ، پشتيبانى :
چه فخر باشد مر عشق را ز مشتريان * چه پشت باشد مر شير را ز ثعلبها
ديوان ، ب 2616
[ نظر كردن شير در چاه و ديدن عكس خود را و آن خرگوش را ]
در فتاد اندر چهى كاو كنده بود * ز آن كه ظلمش در سرش آينده بود
ناظر است بدين روايت : من حفر لأخيهِ حفره وقع فيها احاديث مثنوى انتشارات دانشگاه طهران ، ص 14 - و در مثل است : من حفر مغواة وقع فيها ، مجموعهى امثال نسخهى خطى ، متعلق باستاد همايى . اين مضمون در بيت 1311 مكرر شده است . در پارسى مىگويند :
چاه كن هميشه در چاه است ، بد مكن كه بد افتى ، چه مكن كه خود افتى .
چاه مظلم گشت ظلم ظالمان * اين چنين گفتند جمله عالمان
ظاهرا مستفاد است از مضمون حديث ذيل : اتقوا الظلم فان الظلم ظلمات يوم القيامة و اتقوا الشح فان الشح اهلك من كان قبلكم و حملهم على ان سفكوا دماءهم و استحلوا محارمهم . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 13 .
هر كه ظالمتر چهش با هول تر * عدل فرموده ست بدتر را بتر