تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
متدينين تجار بغداد بود ، آوردند و از شيخ خواهش كردند . پس از سه روز تشريف آوردند مباحثه . بعدا كه منبر تشريف بردند فرمودند : دو كار از من برمىآيد : يكى دو كلمه درس براى خواص و يكى گفتن مسأله براى عوام . گاهى چند كلمه اجازه هم به بعضى مىدادم ، آن را هم ديگر نمىدهم .

جوان فرنگى ماب و دختر زيبا

از مرحوم والد ، طاب ثراه ، شنيدم فرمودند : روزى در خيابان حضرتى ، كه سابقا « خيابان بالا » مىناميدند ، به ديدن شخصى رفتم . ديدم يكنفر پيش‌خدمت فرنگى مآب آن روز ، چايى نزد من آورد . نگاهى به هيكل او كردم و گفتم : متحيّر با تو چه معامله‌اى كنم ؛ معامله مسلم يا كافر ؟ اين كلام من در او اثر بخشيد . بعد از چند روزى ديدم همان جوان آمد نزد من با ريش و لباس ساده ، گفت : آقا مسلمان شدم و همه روزه براى اخذ مسائل و احكام دينى نزد من مىآمد . پس از مدتى روزى در كرياس خانه براى رفع حوائج مردم نشسته بودم ، ديدم زنى با كمال وحشت و اضطراب وارد اندرون خانه شد . عقب سر او سيّدى ، با كمال شتاب آمد . تعجب كردم به اندرون خانه رفتم از حال زن تحقيق نمودم . معلوم شد از اهل فراهان است و ناصر الدين شاه از كدخداى آن ده ، دخترى خواسته ؛ چون اين دختر بسيار زيبا بوده كدخدا او را براى شاه انتخاب كرده و به طهران فرستاده . اتفاقا اين دختر از كوچكى به اسم پسر اين آقا سيد نامزد شده بود . اين سيّد عقب سر دختر مىرود طهران درب اندرون شاهى آن قدر رفت و آمد مىكند و جديّت و كوشش مىكند كه به سمع شاه مىرسد و دختر را تسليم سيّد مىكند . دختر از اين معنى بسيار ناراحت مىشود كه چگونه او را از خانمى حرمسراى شاهى و دستگاه سلطنتى محروم نموده . دختر را از طهران حركت به قم مىدهد . همين كه وارد قم مىشود ، دختر محرمانه سؤال مىكند : در اين شهر كيست كه ملجأ و پناه و دادرس مردم است ؟ مرا به او معرفى كرده بودند . لذا آمده بود پناهنده به خانه ما شده بود . مرحوم والد از سيد سؤال كردند . سيد با كمال تندى قضايا را گفته بود . مرحوم والد سؤال كرده بودند : آيا اجراى صيغه عقد براى پسرت شده ؟ گفته بود : خير نشده ، فرموده بودند : پس اختيار با خود دختر است البته اگر پسر شما را خواست مال او است . از دختر سؤال كرده بودند دختر راضى نشده بود . گفته بود : مرا از دستگاه سلطنتى بازداشته حال مىخواهد مجددا مرا گوشه