تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
خدا را كه عافيت داد مرا از چيزهايى كه مبتلا نموده به او بسيارى از مردم را . جناب عيسى عليه السّلام فرمود : اى مرد ! چه بلايى مىبينى كه آن را از تو بر طرف نموده ؟ عرض نمود : يا روح اللّه ! من بهترم از كسىكه قرار نداده در قلب او آنچه را كه در قلب من از معرفت خود قرار داده . جناب عيسى عليه السّلام فرمود : راست گفتى . دست خود را بده . دست خود را به او داد . او را ديد ، از همه مردم بهتر از جهت صورت و افضل از همه از جهت هيأت و همه أمراض او را خدا شفا داده ، مصاحبت عيسى عليه السّلام را اختيار نمود با او مشغول عبادت شد . در جامع السعادات مىفرمايد : اى حبيب من ! اگر مهربان به خود هستى و طالب تعمير خوابگاه خود مىباشى ، طلب نما نعمتى را كه در او مزاحمتى نباشد و لذّتى را كه در او تكدّر و گرفتگى نباشد ، و نيست آن مگر لذت معرفت و انس و حبّ و انقطاع به جناب اقدس حق ، جلّ شأنه و اگر از آن‌ها لذّت نمىبرى و شوق آنها را ندارى بلكه منحصر است لذّات تو ، در لذّات خيالى و وهمى ، پس بدان جوهر ذات تو معيوب و از عالم انوار محجوب ، و عن قريب محشور مىشوى با بهائم و شياطين و مغلول خواهى بود با آنها در أسفل السافلين ، و مثل تو در عدم درك اين لذّت مثل طفل و كسى است كه مردى ندارد در عدم درك لذت جماع ، پس همچنانچه درك لذّت جماع منحصر است به مردمان صحيح المزاج ، پس هم چنان لذت معرفت ، درك آن منحصر است به
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
؛ « 1 » مخصوص مردمانى است كه تجارت و خريد و فروش ، آنها را از ذكر خدا غافل نگرداند و غير آنها اشتياق به آن ندارند . زيرا كه شوق بعد از چشيدن است و كسىكه نچشيد نمىشناسد و كسىكه نشناخت ، شوق پيدا نميكند و كسى كه شوق پيدا نكرد ، در طلب آن برنمىآيد و كسىكه طلب نكرد ، درك نمىكند و كسىكه درك ننمود ، از عليّين مطرود و از همسايگى مقربين ممنوع و محبوس است با محرومين در تنگ‌ترين دركات سجيّن .
« وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ »
« 2 »

يك قضيه عجيب از والد مؤلف

و از عجائب قدرت كامله حق سبحانه كه از والد خود - طاب ثراه - شنيدم اين بود كه فرمود : وقتى به « كن » كه قريه‌اى است از اطراف طهران رفتم و با پيرمردى ، انس گرفتم و
هامش
( 1 ) . سورهء نور ( 24 ) ، آيهء 37 . ( 2 ) . سورهء زخرف ( 43 ) ، آيهء 36 .