حالات شيخ انصارى ( ره ) و زهد ايشان
چهارم نقل مىكنند : كه مرحوم شيخ ، عليه الرحمه ، مخارج روزانه خانواده خود را حساب مىكردند با اقلّ درجه اقتصاد به خانواده خود مىداد و آن مخدّره با همان مبلغ كم زندگانى خانه را اداره مىكرد . چون ظرفى كه در او رخت مىشويند در خانه نداشتند ، عيال شيخ قدرى به خودشان فشار در زندگى مىدهند ، يك طشت حلبى براى رختشويى مىخرند . شيخ موقعى كه به أندرون مىروند چشمش به طشت مىافتد .
سؤال مىفرمايد : اين طشت كجا بوده ؟ عيال شيخ عنوان تهيه كردن طشت را به عرض شيخ مىرساند . شيخ فرمود : معلوم مىشود به كمتر از آن مبلغ كه روزانه مىگيريد مىتوانيد زندگانى كنيد ؛ به همان اندازه از روزانه آنها كم مىگذارد .
مرض موت شيخ انصارى ( ره )
پنجم آنكه نقل مىكنند : آن مرحوم در مرضى كه متعقّب به فوتش شد ، مبتلا شد به اسهال . در حال احتضار و نزع ، فحول از شاگردان اطراف آن مرحوم جمع بودند . پايش را رو به قبله مىكشيدند و ايشان خود را از قبله منحرف مىكردند . تعجب كردند اين چه حالى است از براى مثل شيخ ؟ يك وقت فرمود : شما تكليفتان اين است پاى من را رو به قبله كنيد من تكليفم اينست منحرف از قبله شوم . آن وقت يكى از بزرگان فرمود : فداى چنين فقيهى كه در حال احتضارش فقه تعليم مىنمايد ، چون شيخ قوه ماسكه نداشته تا توجه داشته مىخواسته رو به قبله چيزى از ايشان خارج نشود .
ششم ايضا نقل مىكنند : وقتى از دنيا رفت ، يك نفر مقوّم آوردند اثاث البيت خانه شيخ را قيمت نمودند تمام را هفده تومان قيمت كرد . تعجب كردند يك خانوار آن هم مثل خانه شيخ اثاث خانه ايشان هفده تومانست . آن مقوّم گفته بود : اين مبلغ هم نيست من به احترام شيخ اين قيمت را گفتم .
هفتم : سفرى از راه آب با طراده براى زيارت كربلا مشرّف مىشوند . جمعى از بزرگان تلامذه شيخ در خدمتشان بودند ، من جمله مرحوم حاجى سيّد حسين ترك . روش شيخ اين بود حاجى ملا رحمه اللّه خادم شيخ از كترى يك فنجان چاى مىداد به شيخ ، بعدا در آن گوشت طبخ مىنمودند . تازه سماور احداث شده بود . مرحوم حاجى سيّد حسين در