تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
سماور چاى ترتيب داد سبقت كرد بر حاجى ملا رحمه اللّه كه چاى درست كند ؛ آقاى سابق الذكر يك فنجان چاى خدمت شيخ گذارد ؛ در اين اثنا طراده از زوّار ايرانى مىرسند ، مىخواهند خدمت شيخ برسند . شيخ چاى را برداشته كنار مىزند . همين كه زوّار آمدند شيخ را زيارت كردند و رفتند ، چاى را ميل فرمودند . بعدا فرمودند : نه گمان كنيد من ريا كردم . اين‌ها در عجم خيال مىكنند من كه مقلّد « 1 » ايشان هستم ابدا چيزى نمىخورم ، حال ما بايست عقيده عوام را حفظ كنيم نه عملى كنيم كه از عقيده‌شان كاسته شود . من خواستم با همان عقيده صاف كه آمدند برگردند .

پول هند براى شيخ انصارى ( ره )

هشتم مرحوم والد - طاب ثراه - مىفرمودند : پول هند را همه ساله خدمت شيخ مىآوردند قبض رسيد از آن مرحوم مىگرفتند به هند مىفرستادند . به حدى ايشان در حفظ نوع ، اهتمام داشتند كه سالى پول هند را آوردند به محل ديگرى دادند ، آمدند خدمت شيخ قبض رسيد بگيرند از ايشان ، بىتأمل قبض رسيد دادند ، مبادا هتك از خانواده‌اى بشود از اهل علم . من الاتفاق يك وقت صلاح خود را در گرفتن پول هند نديدند و رد فرمودند . طلاب مطلع شدند چون مىدانستند شيخ اهتمام فوق العاده به جمع آوردن طلاب و تحصيل علم داشت حتى واجب عينى مىدانستند ، عازم بر آن شدند كه به شيخ اعتراض كنند : چرا پول هند را رد كرديد ؟ اين وجه معاش ما است اگر قبول نفرماييد طلاب متفرق مىشوند . رسم شيخ اين بود : از منزل كه بيرون تشريف مىآورد براى درس ، شروع به سوره مباركه يس مىفرمود . اگر بين راه تمام مىشد فبها و الّا بقيه را سر منبر تمام مىكرد ، آن وقت شروع مىفرمود . آن روز كه طلاب تصميم گرفتند آن اعتراض را به شيخ بنمايند ، تا خواستند شروع فرمايند يكى از طلاب از جا حركت كرد عرض كرد : شيخنا ! چرا پول هند را رد مىفرماييد و حال آنكه امر معاش ما است ؟ اگر نگيريد ما متفرق مىشويم . شيخ درس نفرموده و فرمود : معلوم مىشود پول هند شما را مست كرده . و از منبر فرود آمد تشريف برد منزل و از خانه بيرون تشريف نياورد تا اينكه رفتند بزرگان از فضلاء را شفيع كردند ؛ مثل حاجى محمّد صالح كبّه كه از
هامش
( 1 ) . مجتهد .