تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
مجازات و هلاك نمىنمود . و نيز مىفرمود : زمان تشرف به كربلا براى زيارتى ، يك دسته زنان اهل يزد به زيارت مىرفتند و يك خانم مجلله محترمه با نوكر به زيارت مىرفت ، بر الاغ بندرى داراى پالان قجرى و تنبلى بود . اتفاق افتاد يكى از زنان يزيديه دست الاغش در سوراخى رفت ، آن زن از الاغ افتاد . خانم مجلله خنديد . الاغ خانم دستش در سوراخى رفت آن زن از الاغ افتاد و پاى او در ركاب ماند . الاغ جو خورده و مست راه بيابان را گرفت به دويدن خانم بر زمين مىكشيد . به زحمت فوق‌العاده الاغ را گرفتند . خانم بعد از برهنگى بدن و خلاصى از اين ورطه گفت : يك خنده بىجا كردم بر زن يزديه به اين بلا مبتلا شدم .

حالات دلها نسبت به جمال حقّ

در « جامع السعادات » نراقى - طاب ثراه - مىنويسد : قلوبى كه واقف شود بر جلال و جمال حق ، جلّ شأنه ، چونكه جلال او در درل جلوه‌گر شد ، خائف مىشود . وقتى جمال او تجلّى نمود ، حيران مىشود . شهادت مىدهد به اين مطلب ، حكايت محبّين چنانچه در كتب مسطور و در زبانها مذكور ؛ زيرا از براى حبّ امور عجيبه است كسىكه نچشيده طعم آن را ، نمىشناسد آن را .

جمال حضرت يوسف عليه السّلام

روايت شده براى ما ، اهل مصر مكث نمودند ، چهار ماه غذا براى آنها نبود غذايشان نظر نمودن به صورت يوسف بود . وقتى گرسنه مىشدند ، نظر به صورت او مىنمودند مشغول مىنمود جمال او آنها را از احساس درد گرسنگى . بلكه در قرآن بالاتر از اين مىفرمايد ؛ زنها دستهاى خود را قطع مىنمودند ، جمال او آنها را مبهوت مىنمود ، بريدن دستهاى خود را احساس نمىكردند .

عيسى عليه السّلام با مرد مبتلاء

جناب عيسى عليه السّلام مرور نمود با مرد مبتلاء بود به كورى و مرض برص و زمين‌گير و فلج . جذام گوشت بدن او را متفرق نموده ، زبانش به ذكر الحمد للّه گويا بود . مىگفت : حمد