تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
خود جلب مىنمايد . فورا خدّام از ترس خود به اداره شرطه خبر مىدهند . شرطه مىآيد اطراف بدن نحسش را مىگيرند كه مويهاى سرش از اطراف آويخته بود ، نيم رمقى بيش نداشت . فقط مىگويد : امام على مرا زد و به زودى جان به مالك دوزخ تسليم مىكند .

كرامت از ابو الفضل عليه السّلام

5 - كرامتى بود از حضرت ابى الفضل عليه السّلام كه مكرّر از ايشان شنيدم مىفرمود : اگر به دو چشمم نديده‌ام كور شوم اگر به دو گوشم نشنيده باشم كر شوم . روزى در حرم حضرت ابى الفضل مشرف بودم ناگهان ديدم جمعيت زيادى از اعراب در عقب سر دخترى سراسيمه وارد حرم مطهر شدند و حرم مملو از جمعيت شد . آن دختر چسبيد به ضريح منوّر ، به صداى بلند كلمات جسورانه مىگفت كه توجه زائرين را به خود جلب كرده بود . ناگاه ديدم اهل حرم به‌طورى ساكت شدند ، گويا نفس همه قطع شد . يك مرتبه صدايى بلند شد و كلامى گفت كه همه شنيدند به اين مضمون : « پدر من شوهر مادر من است » او همان طفل جنين بود . يك مرتبه صداى حوصه و هلهله در حرم بلند شد ، ريختند اطراف آن دختر و او را به زحمت از چنگ و بال مردم بيرون آورده ، نجات دادند ، بردند در بقعه كه مركز كليددار آستانه مقدسه حضرت ابى الفضل بود و كليددار آنجا مرحوم سيد حسن پدر مرحوم آقا سيد عباس بود و با ايشان سابقه دوستى داشتم . پس از آنكه خلوت شد و آن دختر را بردند ، رفتم خدمت ايشان و قضيه آن دختر را از ايشان سؤال كردم فرمودند : اين جماعت طائفه از اعراب باديه‌نشين اطراف كربلا هستند . اين دختر معقوده پسرعمويش بوده و در بين اعراب قضيه نامزدبازى خيلى زشت و ننگين است اگر كشف شود بسا منجر به خون‌ريزى مىشود . به علت محروم بودن جوان از ملاقات عيالش يا اينكه با پدرزنش كدورتى پيدا كرده بود ، مىخواسته او را ننگين كند . مراقب بوده يك موقع در مكان خلوتى دختر را ملاقات كرده با او همبستر شده و از ترس اذيت رسانيدن پدرزن خود فرار كرده ، مدتى مخفى شده تا حمل دختر ظاهر شده . كسان دختر وقتى مطلع بر حمل دختر شدند ، در مقام استفسار برآمدند . گفت : از شوهرم برداشتم . آن جوان از ترس بر خودش يا ايذاء عمويش به كلى منكر مىشود . بستگان دختر اراده كشتن دختر را مىنمايند . هر قدر التماس مىكند نتيجه نمىبخشد . آخر الامر مىگويد : حكم را حضرت ابى الفضل قرار مىدهيم هر چه آن جناب حكم كند . لذا آمده خدمت آن