تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
طلب كن از نماز لبّ و حقيقت آن را و از درخت و شكوفه‌ها لبّ او را مىخواهى و از معدن جواهرى را كه در اوست طلب مىكنى و مىخواهى .
و احذر لدى التخصيص بالعبادة * شركا و كذبا و اتباع العادة
وقتى تخصيص مىدهى حق سبحانه را به عبادت مىگويى : تو را عبادت مىكنم و بس از تو طلب يارى مىكنم و بس . حذر نما از شرك و دروغ گفتن و پيروى عادت مردم .
تلهج في اياك نستعين * و أنت غير اللّه تستعين
به زبان مىگويى : از تو استعانت مىجويم و بس ، و حال اين‌كه از غير خدا طلب يارى مىكنى .
إياك من قول به تفندّ * و أنت عبد لهواك تعبد
تو بنده هواى خودى و هواى خود را عبادت مىكنى در قول و زبان خلاف [ واقع ] آنست حذر نما از چنين قول و گفتارى
و تب إليه و انب و استغفرى * و اعبده بالقب التقي الطاهر
در حضور حق جلت عظمته به حال انابه و تضرع و برگشت به‌سوى او و استغفار باش . و او را عبادت نما به قلب پاك از شرك و اخلاق رذيله .
و قم قيام المائل الذليل * ما بين أيدى الملك الجليل
بايست حضور او ، ايستادن بنده ذليل در حضور سلطان جليل و باعظمت
و اعلم إذا ما قلت ما تقول * و من تناجي و من المسئول « 1 »
در حضور حضرت اقدسش هرچه مىگويى ببين و بدان چه مىگويى ، با كه مناجات مىكنى و كيست آنكه از او سؤال مىكنى . در « مصباح الشريعه » از جناب صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : وقتى كه رسيدى به در مسجد ، بدانكه قصد نمودى سلطان عظيمى را . بر بساط او قدم نمىگذارد مگر پاك و اذن داده نمىشود براى مجالست او مگر صديقون . و واضح است پاكى از احداث و ارجاس و خبائث ظاهرى و باطنى هر دو مراد است بلكه طهارت باطن اهمّ است از طهارت ظاهر . « 2 » شايد در جلد اول اين كتاب حقير نوشته باشم اشعار مرحوم بحر العلوم را ، مرحوم حاج
هامش
( 1 ) . « درة المنظومة » ص 133 . ( 2 ) . مصباح الشريعه 130 .