تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
أسباب متمسك نشود ، فقط قصد و نيتش خدا و رضاى او باشد . كافى است اين حديث شريف براى كسىكه به گوش شنوا عرايض اين جاهل بىقدر را بشنود : خداوند وحى فرمود به دنيا : اى دنيا ! خدمت نما كسى را كه تو را ترك كند و به تعب بينداز كسى را كه تو را خدمت كند . اين در و آن در مزن ؛ يك در بزن كارهاى دنيا و آخرت تو را اصلاح مىكند . فرمودند : « الزام بابا واحدا تفتح لك الابواب و اخضع لسيد واحد تخضع لك الرقاب » مرحوم والد مىفرمود كه : مرحوم ميرزاى شيرازى ، طاب ثراه ، در درس شيخ انصارى ، طاب ثراه ، مىآمد و مىنشست پاى منبر ساكت و صامت با كمال خضوع . و ديگران از فحول اهل علم متعرض شيخ مىشدند و ايراد مىگرفتند و مرحوم ميرزا ساكت بودند . اگر كسى ايشان را نمىشناخت ، گمان مىكرد اهل علم نيست . احتمال نمىدادند علم رياست به دوش ميرزا قرار گيرد ، با بودن ديگران مثل حاج سيد حسين ترك . امّا بعد از رحلت شيخ گويا در ميان زمين و آسمان كسى فرياد كرد : ميرزاى شيرازى رئيس مسلمين و نايب ولى عصر ، عجل اللّه فرجه الشريف ، است . چون خاضع بود براى عبوديت حق ، جل شأنه ، شرق و غرب عالم و قلمرو مسلمين ، گردنها براى ايشان خاضع شد . نه حامى و نه كار كن بود براى او ، فقط حامى و كار كن او خدا بود . چشم از خلق پوشيد ، چشمان خلق را خدا به‌سويش بازگرد . حق اين است و غير اين نيست . بيا تجربه و امتحان نما .

احوال مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى

خود حقير حالا مرحوم حاجى شيخ عبد الكريم ، طاب ثراه ، را ملاحظه نمودم . پسر حاجى آقا محسن عراقى ايشان را از بين النّهرين به خرج خود آورد در سلطان آباد عراق « 1 » حقير آنجا خدمت ايشان رسيدم ، حال تواضع و بىاعتنايى ايشان را نسبت به خلق مشاهده نمودم . به ارض اقدس رضوى مشرّف شدند حقير هم مشرّف شدم . در آن مقدّس هم حال فروتنى ايشان را نسبت به حق سبحانه مشاهده نمودم . مشرّف به ارض اقدس قم شدند ، بعد از آنكه در مشهد يزدىها خواستند ايشان را نگاه دارند ، ايشان قبول نفرمودند به قم آمدند . چند روز بعد از ورود ايشان ، حقير به قم آمدم . حال فروتنى
هامش
( 1 ) . اراك .