فرمايش معصوم در « امالى » صدوق : حق تعالى مىفرمايد : دشنام مدهيد سلاطين را من آنها را خلق نمودم ، قلب آنها در دست من است مردم كه اطاعت مرا نمودند قلب آنها را به مردمان مهربان مىنمايم . چنانچه معصيت نمودند قلب آنها را غضبناك مىكنم . « 1 » « الحمد للّه الّذي يؤمن الخائفين و ينجّي الصّالحين و يرفع المستضعفين و يضع المستكبرين و يهلك ملوكا و يستخلف آخرين و الحمد للّه قاصم الجبّارين مبير الظّالمين » « 2 » همه را مىبينيم و مىخوانيم تأثيرى در ما نمىكند . بىخواست حق سبحانه آنها منشأ اثر نيستند . آينه را مىبينيم امّا روى پيداى در آينه را نمىبينيم ، لذا در حضور سلطان مجازى حال ما اين است كه مشاهده مىشود و در حضور حق سبحانه چون ايمانمان به قرب او و معيّت او با عبيد خود و قدرت او و مراقب بودن او ضعيف است و
« نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ »
« 3 » را واهى مىدانيم و عبدك و ابن عبيديك ذليل بين يديك و منك و بك و لك و اليك در تكبيرات افتتاحيه را قلبا نمىخوانيم . گويا ما مأموريم از جانب خدا و رسول او به عدم تفكر و تعمق در معانى آنها از توييم به تو قائميم مملوك توييم مرجع و برگشت ما بهسوى تو است ؛ جز لقلقه لسان چيزى ديگر نيست . ايمان اين است و تقويت ايمان نمىشود مگر به تحسين اخلاق و پيروى از شرع مقدس نبوى صلّى اللّه عليه و آله و اوصياى آن بزرگوار .
اشعار سيد بحر العلوم در درّه
و صلّ بالخشوع و التّخضّع * و كن إذا صليت كالمودّع
حضور حق كه ايستادهاى براى نماز با حال حضوع و خشوع باش . نماز كن نماز كسىكه وداع مىكند ؛ يعنى مىترسد عود نكند و مثل وداع حبيب با حبيبش عند فراقه .
و استعمل الوقار و السكينة * و استحضر المقاصد المكنونة
يعنى باوقار و سكينه باش . و مقاصدى كه در نماز مكنون و مستور است در قلب خود ظاهر كن .
و اخذ من الأكمام لب الثمرة * و اطلب من المعدن أصل الجوهرة
هامش
( 1 ) . « امالى صدوق » ص 447 ، حديث 600 ، مجلسى 58 . البته اين عبارت « دشنام مدهيد سلاطين را » در چاپهاى « امالى » يافت نشد .
( 2 ) . دعاى افتتاح ، اعمال شبهاى ماه رمضان .
( 3 ) . سورهء ق ( 50 ) ، آيهء 16 .