و تواضع ايشان را نسبت به حق - جلّت عظمته - مشاهده نمودم . نه حامى بود ايشان را و نه كار چاق كن . فقط چون نظر ايشان به خدا بود ، پس در ميان زمين و آسمان گويا منادى خدا ندا در داد : علمدار اسلام حاجى شيخ عبد الكريم است . شرق و غرب اسلاميان را رياست ايشان فراگرفت . حقير چون مقلّد مرحوم آ سيد محمّد كاظم يزدى بودم ، از مكه مراجعت نموده بودم در نجف اشرف به نماز ايشان حاضر مىشدم . بعد از نماز در خدمت ايشان بودم تا درب منزل ايشان مسأله از ايشان سؤال مىنمود . شبى حقير در طرف راست ايشان مىرفتم آن مرحوم به حقير فرمودند : من نمىدانم قميين كه در قم هستند به من محبت دارند ؛ چرا قميين كه در نجفاند مرا اذيت مىكنند ؟
و به تجربه ثابت شده علم مرجعيت شيعه را خداوند به دوش هركس لايق داند خواهد گذارد ، بدون تشبّث و تسبيب اسباب . و كذا به تجربه رسيده كسانى كه بهوسيله تسبيب اسباب و تشبّثات خواستند مقام شامخ رياست اماميّه را به دست آورند بر ايشان ميسّر نشد ؛ نظير تقاضاى منصب امامت نمودن جعفر بن العلى الهادى العسكرى از خليفه زمان خود .
گر با همهاى چو بىمنى بىهمهاى * ور بىهمهاى چو با منى با همهاى
عبدي كن لي اكن لك ؛ بنده من براى من باش من با تو باشم
با من اگر تو همراه باشى * از دل خويش آگاه باشى
در صف كان للّه باشى * من ترايم اگر تو مرايى
ايمان به غيب لازم دارد . دست غيبى در كار است . مرحوم حاج شيخ عبد الكريم چقدر صدمه كشيد ؟ جز خالق آن مرحوم ، كسى نمىداند چه كشيد در حفظ حوزهء علميّه تا اين عالم را وداع نمود و راحت شد . زمين قم محترم و مقدس است . تجربه شده در اين زمين بنياد معصيت و طغيان اگر شد ، خداوند تطهير مىكند كثافت عصيان را ، گاهى به گرانى گاهى به مرضهاى خارق عادت گاهى به سيل و خراب شدن خانهها ؛ به كرات تجربه شده . من جمله در زمان رياست مرحوم حاج شيخ عبد الكريم ، طاب ثراه ، أهل قم مرتكب معاصى شدند . من جمله چند خانه بود در بخش دو معروف به شهر نو ؛ زنان فاحشه پيدا شدند و از براى تطهير ، سيلى حركت نمود از جانب حق قادر متعال و بسيارى از خانهها خراب شد از جمله خانههاى زنان فاحشه خراب و آواره شدند . تا كنون كه ماه ذى القعدة الحرام سنهء هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى است از اين زنان