مكالمه نصر بن سيار
و نيز در آن كتاب نقل شده كه : در خبر است نصر بن سيار گفت به اعرابى : آيا تخمه در گلوى تو پيدا شده ؟ جواب داد : از طعام تو و پدرت نه . مىنويسد نصر از اين جواب چند روز تب كرد گفت : اى كاش لال مىشدم و زبانم گويا نمىشد به سؤال از اين شيطان . « 1 »
حضور قلب در حال نماز
آقايان اعزّه عيب در كجاست ؟ وقتى كه حضور يكى از سلاطين مجازى مىايستى به شراشر اعضا از سر تا قدم متوجه آن سلطانى « كأنّ على رأسك الطّير » امّا در حضور ملك الملوك تعالى ، بدن متوجه كعبه و دل كه مورد نظر اوست و عرش رحمان است متوجه كعبه حقيقى نيست . از اول حضور در نماز ، دل متوجه به اغيار و فكر در باطل و از حق خالى است .
در حديث است كه : آن كسىكه دلش از من خالى است و متوجه به غير است در حال نماز ، آيا نمىترسد روى او را مسخ نمايم و بهصورت خر گردانم .
ده بود آن نه دل كه اندر وى * گاو و خر باشد و ضياع و عقار . . .
كى درآيد فرشته تا نكنى ؟ * سگ ز در دور و صورت از ديوار . . .
افسرى كان نه دين نهد بر سر * خواهش افسر شمار و خواه افسار . . .
سائق قائد صراط اللّه * به ز قرآن مدان و از اخبار . . . « 2 »
چون طالب صراط خدا نيستيم كشاننده بهسوى او را هم طالب نيستيم ، دنيا و آخرت را به باد داده پيروى هواى نفس و تبعيت عادات مردم مىكنيم .
قلوب سلاطين دست خدا است
عيب در اين است كه قدرت و قوه و قهاريّت سلاطين مجازى را به چشم سر مشاهده مىكنيم و مىبينيم و ايمان به فرموده معصوم نداريم قلب السلطان بيد اللّه « يا من لا يقلّب القلوب الّا هو » . « 3 »
هامش
( 1 ) . « انيس الادباء » ص 362 .
( 2 ) . ديوان حكيم سنائى ، ص 122 . بهصورت پراكنده ذكر شده است .
( 3 ) . « بحار الانوار » 91 / 395 .