تصفيه سرمه در چشم ، كسىكه سرمه در چشم نمود در وقت كشيدن سرمه معلوم مىشود سرمه در چشم رفت ، امّا وقت بيرون آمدن آن معلوم نمىشود ؛ همچنين شما صبح مىنماييد به اعتقاد اينكه از اين شريعت هستيد ، شام مىكنيد خارج شدهايد از شريعت و همچنين شام مىكنيد به اين عقيده ، و صبح مىكنيد خارج شدهايد . « 1 » كسىكه حالش اين باشد ، عزيز من ! چگونه مسرور است و لب او به خنده گشوده مىشود ؟ مگر آنكه شراب محبت دنيا ، فكر در عاقبت امر را از او گرفته باشد .
قضّيهء شنيدن اصبغ بن نباته « أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ »
را
در « بحار الانوار » مذكور است كه شبى اصبغ ابن نباته در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام از كوچه مىگذشتند . اصبغ بن نباته صدايى شنيد كه كسى تهجد مىنمايد و آيه
« أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً »
« 2 » را در قنوت خود مىخواند . اصبغ به امير عليه السّلام عرض كرد : از بركت وجود مبارك امام ، عباد و زهاد بسيار شده . حضرت فرمودند : بلى اصبغ عرض كرد :
مىخواستم بدانم و بشناسم صاحب اين قرائت و تلاوت و تهجد را . حضرت فرمود :
همين متهجّد ، قاتل من است ؛ يعنى ابن ملجم مرادى است . « و كان الملعون رجلا أسمر الّلون حسن الوجه تاليا لكتاب اللّه » .
داستان مرحوم آقا باقر بهبهانى و فرمايش ايشان راجع به ظهور حضرت
در توقيع حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام به على بن الحسين - صدوق اول - در طى آن توقيع اين كلمات بود : به وصيت من عمل كن و امر كن شيعيان مرا كه آنها هم عمل كنند .
بر تو باد به صبر و انتظار فرج ؛ زيرا كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : افضل اعمال امّت من انتظار فرج است ، هميشه امّت من در حزن مىباشند تا موقعى كه فرزند من ظاهر شود . « 3 » چشم به راه بودن و خواندن از خدا ظهور آن بزرگوار را محبوب لكن از ايراد و چون و چرا براى ظهور حضرت بايستى زبان را حفظ كرد . چنانچه در « معدن الاسرار » است كه به توسط ثقات از علماى اعلام از استاد الاساتيد آقا محمّد باقر بن محمّد اكمل البهبهانى - حشر هما اللّه مع السّبع المثانى - حكايت شده كه آن مرحوم فرمودند : در اول ورود به
هامش
( 1 ) . « انوار البهيّه » ص 366 - 367 .
( 2 ) . سورهء زمر ( 39 ) ، آيهء 9 .
( 3 ) . « بحار الانوار » 50 / 317 .