نمايم . چون چشم آن عابد بر آن جوان افتاد ، سرش را بهسوى آسمان بلند كرد ، عرض نمود : خدايا مرا در قيامت با اين فاسق و فاجر محشور منما . خداوند به عيسى خطاب فرمود كه : به اين عابد بگو كه دعاى تو را مستجاب نموديم و تو را با اين جوان محشور نمىنماييم ؛ چرا كه او بهشتى است بهواسطه پشيمانى كه در او حاصل شد و تو جهنمى شدى بهواسطه اين حالت غرور و نخوت و خودبينى كه از براى تو دست داد .
زنديق و صديق
در « بحار » روايت شده قضيّهء زنديق و صديق كه : زنديق و صديق داخل مسجد مىشوند ؛ پس خارج مىشود زنديق صديق ، بهواسطه بىوقع دانست عبادت خود را در جنب عبادات صديق و ندامت داشتن از اعمال سيئه خود و خارج مىشود صديق زنديق به جهت عجب و خودبينى .
مؤلف گويد : اى عزيزان من ! از اين مذكورات عبرت گرفته ، هميشه اوقات دعاى خود را اين قرار دهيد : « اللهمّ اجعل عواقب أمورنا خيرا و ارزقنا حسن الخاتمة بالمصطفى و المرتضى و ابنيهما و الفاطمة » در بعضى از كتب ادعيه اين شعر است :
لي خمسة أطفي بهم حرّ الجحيم الهاطمة * المصطفى و المرتضى و ابناهما و الفاطمة
از همه لشكرى كه در كربلا حاضر شده بودند از جانب يزيد و ابن زياد ملعون دو نفر عاقبت بهخير شدند : يكى حرّ بن يزيد رياحى كه در صبح عاشورا خدمت امام حسين عليه السّلام مشرّف شد و توبه نمود و امام هم توبه او را قبول فرمود و ديگرى آن جوان نصرانى بود كه در عصر عاشورا در وقتى كه آنحضرت در گودى قتلگاه افتاده بود ، از براى بريدن سر آن سرور آمد و بالاخره به درجه رفيعه اسلام و شهادت فائز گرديد . بلى ، توفيق رفيقى است به هر كس ندهندش .
و اين فرمايش امير المؤمنين عليه السّلام را به اصبغ بن نباته در نظر بگير : به خدايى كه جان على در دست اوست نخواهيد ديد آنچه را دوست داريد ، تا كار بهجايى رسد آب دهان به صورت يك ديگر بيندازيد و همديگر را دروغگو بدانيد تا اينكه باقى نماند از شما يا از شيعيان ما مگر بهقدر نمك طعام يا سرمه كه در چشم مىريزند .
و نظر نما به فرمايش جناب ابى جعفر عليه السّلام كه در « انوار البهيه » مرحوم محدّث قمى اين دو حديث شريف ذكر شده ، فرمودند : اى شيعه آل محمد صلّى اللّه عليه و آله ! شما بايد تصفيه بشويد مثل