كه دل برداريد . هيچ كس را از بين اين دو « لا » در دم نزع رنگ بر روى او نماند ، و در آن وقت سعادت و شقاوت پديد آيد .
ايمان مستودع و ثابت
به مفاد آيه مباركه
« هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ »
« 1 » بعضى هستند ايمانشان مستقر و ثابت است و در هيچ حال از براى ايمان او زوال و فنايى نيست . و بعضى هستند كه ايمانشان وديعه و امانت است ، در آن دم آخر شيطان از ايشان مىگيرد و آنها را گول مىزند . پس نبايد كسى از مكر خداوند ايمن باشد .
در خبر است چون عزازيل مطرود شد ، جبرئيل و ميكائيل گريه بسيارى نمودند . حق تعالى از سبب گريه آنها سؤال فرمود . عرض كردند : ايمن نيستيم از مكر تو فرمود : بايد چنين باشد . پس بنابراين چگونه مىشود كه انسان مطمئن باشد كه مؤمن از دنيا مىرود ؟ و بايد همش استغاثه به درگاه خدا باشد « الّلهمّ اجعل عاقبة أمورنا خيرا » « يا اللّه يا رحمان يا رحيم يا مقلّب القلوب ثبّت قلوبنا على دينك » سزاوار است هموم خود را يكى كند آن هم در اين معنى قرار دهد .
حكايت دو برادر مؤمن و بتپرست
در يكى از مجامع معتبره نقل شده كه : در زمان سابق دو برادر بودند يكى مؤمن و ديگرى كافر ، يكى خداپرست و ديگرى بتپرست . عمارتى داشتند كه آن مشتمل بر دو حجره بود يكى فوقانى و يكى تحتانى ، آن برادر بتپرست در حجره بالا منزل داشت و برادر خداپرست در حجره تحتانى بود . از قضا آن بتپرست در كمال رفاهيت و فراغت بال ، در امور معاشية خود بود و آن ديگرى كه مؤمن و خداپرست بود در طرف ضد او واقع شده و در نهايت فقر و غايت بىنوايى بود . گاهى آن برادر بتپرست به برادر مؤمن مىگفت : اگر بت را سجده كنى من تو را در دولت خود شريك مىنمايم . تو چرا آنقدر به خود زحمت مىدهى و تلخ مىگذرانى ؟ بيا اين بت را بپرست تا با هم عيش نماييم . و برادر مؤمن در جوابش مىگفت : برادر تو چرا از خدا و روز جزا نمىترسى ؟ بت كه خدا
هامش
( 1 ) . سورهء أنعام ( 6 ) ، آيه 98 .