آمد ، به او گفتند : اگر وصيتى دارى بنما گفت : ندارم مگر آنكه پارچهاى را به فلان صباغ دادهام كه رنگ نمايد از او بگيريد .
از طالب علمى حكايت كنند : در احتضار مىگفت « لا أدري الحقّ مع عليّ أو مع عمر » . پس بعد از آنكه ملكات اين گونه مؤثرند ، سعى نما كه أفعال و أعمال و نيات و سريره تو تماما بر وفق شريعت مقدسه مطهره نبويه ، على صادعها ألف ألف سلام و تحية ، باشد و خود را مستعد براى مرگ نما چنان كه در حديث باقرى حضرت به آن أمر فرمودند . و استعداد براى موت ، حاصل نمىشود مگر به مجاهده تامّه طويله و مواظبت و مراقبهء دائمه از أعمال و أفعال و حركات و سكنان خود تا آنكه قلبش سليم باشد و مرور نكند به او آنچه مضر به ازدياد درجه ايمانيه او است از حب دنياى دنيه .
چنانچه در مجمع البيان است در ذيل آيه مباركه
« إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
« 1 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت نموده كه : او قلب آن چنانى است كه سالم باشد از حب دنياى دنيه .
و در كتاب كافى ايضا روايت نموده از حضرت صادق عليه السّلام كه : قلب سليم آن قلبى است كه ملاقات نمايد خداى خود را و نبوده باشد در او سواى حق تعالى و هر قلبى كه در او شك يا شرك باشد از درجه سلامت ساقط باشد . « 2 »
در بيان سوء خاتمه
اى برادران ايمانى ! انسان آنى نبايد غافل شود از سوء خاتمه و عاقبت كار خود . چه آنكه بسا اشخاص كه در ظاهر ادعاى اسلام و مسلمانى مىنمودند و عمر خود را به اين دعوى گذرانيدند ، در آخر امر ورق برگشته و در زمره فساق و فجار بلكه در جرگه كفار از دنيا بيرون رفته و بالعكس . شيخ سعدى در ذيل حكايت بر صيصاى عابد گفته : جوان مردا ! اين سريّست كه از بزرگان پوشيده است و كسى را از آن خبرى نه . جناب داود عليه السّلام عرض كرد : الهى سرّ خويش را بر من آشكارا كن كه بسيار پريشان و حيرانم . شبى تا روز اين را مىگفت و مىگريست . ندا آمد : يا داود ! اگر چندان گريه كنى كه سنگ خاره پاره كنى با تو اين سرّ نخواهم گفت . اين سرّ در دم مرگ آشكارا مىشود و آن دو حرف است يعنى يا گوييم لا تخافوا يا گوييم لا بشرى ؛ يا از يمين بانگ برآيد كه غم مداريد يا از يسار آواز آيد
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء ( 26 ) ، آيه 89 .
( 2 ) . الكافى 2 / 16 باب اخلاص .