اولياى خود و بهواسطه اختراعات جديده به ما تزريق و روز به روز مىفهماند ، اگر ملتفت شويم و مستى محبت دنيا فهم اين معانى را از ما سلب ننموده باشد .
حال خواب و مرگ يكى است
برادران دينى را اين پير روسياه تصديع مىدهد به فراگرفتن عرايضم بنابر فرمايش حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله كه درباره خواب فرموده چنانچه در « دار السلام » نورى - طاب ثراه - از او روايت كرده : « و الّذي بعثني بالحقّ نبيّا لتموتنّ كما تنامون » « 1 » و فرمايش جناب باقر عليه السّلام چنانچه در « تفسير امام حسن عسكرى صلّى اللّه عليه و آله » از او نقل مىفرمايد درباره موت فرموده : « هو النّوم الّذي يأتيكم في كلّ ليلة إلّا أنّه طويل المدّة لا ينتبه منه إلّا يوم القيامة فمن رأى في نومه من أصناف الفرح ما لا يقادر قدره و من أصناف الأهوال ما لا يقادر قدره فكيف حال فرح في النّوم و وجل فيه هذا هو الموت فاستعدّوا له . » « 2 »
حاصل مضمون هر دو فرمايش آن است : حال خواب و موت يكى است ؛ يعنى حال انسانى در نزد موتش و در عالم برزخش مثل حال اوست در وقتىكه در خواب است و آنچه را كه در خواب مىبيند همان را هم بعد از موت خواهد ديد .
ترجمه حديث اول اين است : به آن خدايى كه مرا مبعوث به حق نمود به پيغمبرى ، همان قسم كه مىخوابيده مىميريد .
ترجمه حديث دوم : مرگ خوابى است كه هر شب مىخوابيد مگر اينكه مرگ خواب طولانى است بيدار نمىشويد تا روز قيامت . كسىكه در خواب ببيند از اصناف خوشى بهقدرى كه قابل تعريف نيست و از اصناف ترسها بهقدرى كه قابل تعريف نيست ، چه حالى به او عارض مىشود مرگ همچنين است پس مستعد شويد براى آن . چنانچه به همين معنى هم جناب صادق عليه السّلام در توحيد مفضل تصريح فرموده . پس به تصريح آن بزرگواران ، حالت خواب انسان تابع حالت بيدارى و حال مردن او تابع حالت حيات اوست و اگر بخواهى مآل امر و مرجع حال خود را بدانى ، نظر نما به آنچه به او عاكف و بر او واقفى از ذكرت و فكرت و عملت و شغلت در حالت بيدارى ؛ چه در حالت خواب هم با اينها و در فكر اينها مىباشى . پس اگر انسانى در حالت بيدارى و حيات ، مشغول
هامش
( 1 ) . « بحار الانوار » 7 / 47 .
( 2 ) . « دار السلام » 1 / 13 .