هم از برايت نيست . دنيا نيست كه مثل آن پاپ نصارا پول گزافى داده و عكس خود را در حالت عصيان بگيرى از آنكه عكست در نزد اوست مفتضح نشوى .
حكايت پاپ اعظم نصارا
يكى از پاپهاى معروف نصارا سالى يك مرتبه از مقامى كه داشت بيرون آمده و بر منبر رفته و وجه گرانى از هركسى گرفته و گناه او را مىآمرزيد . چنانچه اين مطلب از شرايع دينى آنهاست قضا را وقتى او را با دخترى از سلطان تعشّقى حاصل و اين حالت منجر به مواصلت شد . وعدهگاه مواصلت و مجامعت را در باغى قرار دادند ؛ يكى از ردنود بر اين مطلب ملتفت شده در وقت موعود خود را به آن باغ رسانيده و اسباب عكاسى هم همراه خود برده و در گوشهاى پنهان شد . همى كه آن پاپ با دختر مشغول مجامعت شدند ، آن رند عكس آنها را در همان حالت برداشته و از باغ بيرون آمد . چون روز موعود پاپ رسيد كه روز گناه بخشى او بود ، آن رند يكى از آن عكسها را در پاكتى گذاشت و كاغذى هم به آن پاپ نوشت و در جوف پاكت نهاد به اين مضمون كه : من چهارصد قطعه از اين عكسها دارم و شيشه آن هم در نزد من موجود است كه هرقدر بخواهم مىتوانم از اين عكسها بيندازم و خيال فروختن آنها را دارم ، اگر خود جناب عالى طالب خريد هستيد بفرماييد تا آنها را با شيشه آنها به شما بفروشم . و سر پاكت را چسبانيده به دست كسى داد كه آن را به دست پاپ برساند . چون اين پاكت به او رسيد و آن را مفتوح نمود و از مضمون كاغذ اطلاع پيدا كرد ، از منبر به زير آمده ، مردم را وعده فردا داد و به منزلش معاودت كرد . چون به منزل رسيد آن رند عكاس را طلبيد و واقعه را از او مستبصر شد . چون كيفيت واقعه را براى او نقل كرد ، پاپ بيچاره از ترس آنكه مبادا رسوا شود و متفضح گردد مبالغ خطيرهاى به آن رند داد و عكسها را با شيشيه آنها از او گرفت .
اى دوست من ! اگر چه نويسنده عامل به آنچه مىنويسد نيست ؛ ليكن اميدوارم به واسطه حسين بن على عليه السّلام مرا عامل گرداند به آنچه نوشته و مىنويسم . اى بسا ما مردم كه در خلوت مشغول عمل شنيع و زشت و معصيت هستيم و عكاس حقيقى عكس ما را برداشته و در روز قيامت به ما ارائه خواهد داد و ديگر مجال انكارى براى ما نمىماند .
پس ملتفت حال خود شو و عمل شنيع در خلوت منما كه عكاس حقيقى مراقب حال تو است و خداوند مهربان از غايت لطف و كرمش يگانگى خود را بهواسطهء فرمايشات