تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً »
؛ « 1 » يعنى مثل سرابى كه در بيابان باشد و تشنه از دور ، گمان كند كه آب است . چون آنجا برسد چيزى نبيند . ابو حنيفه غمگين و ملول شد و مراجعت نمود و گفت : مسأله را فهميدم و لكن قاطر از دستم رفت . اين بغله كه وصفش را شنيدى در اوائل امرش پيش از آنكه به‌دست ابو حنيفه بيفتد يكى از شيعيان را كه صاحبش بود به قتل رسانيد بود ؛ چنان كه در بسيارى از كتب معتبره مثل معدن الاسرار و مجمع النورين و حيوة الحيوان مذكور است كه اسماعيل بن حماد كه پسرزاده ابو حنيفه است نقل مىكند كه : در همسايگى ما مردى آسيابان بود و دو قاطر داشت نام يكى را نام اولى و نام ديگرى را نام دومى قرار داده بود و با آنها گندم آرد مىكرد ، يكى از آن دو قاطر آن مرد آسيابان را به زمين زده و او از اثر زمين خوردن مرد . اسماعيل گويد كه من اين كيفيت را براى جدم نقل نمودم كه آن رافضى آسيابان را قاطرش كشت . به من گفت : برو سؤال كن كه اولى اين كار را كرده يا دومى ؟ چون سؤال نمودم گفتند دومى بوده . پس آمدم و به جدم گفتم دومى بوده ؛ جدم گفت : حدس من هم همين بود چون غيرت دومى از اولى بيشتر است .

مراقبت بنده حضور خدا در همه احوال

مؤلف گويد : يا اخواني المؤمنين ! در همه احوال مراقب باش كه خالق تو با تو است و ناظر و مطّلع بر اعمال تو ، او جلّ شأنه است . به‌واسطه غايت لطفش به عباد خود از براى هر عاصى چهل ستر و حجاب از عصيان قرار داده و در نزد هر معصيتى يكى از آن پرده‌ها مرتفع مىشود تا آنكه هرگاه چهل معصيت از او سر زد تمام حجابات از او برداشته مىشود و صورت عمل او در عرش الهى ممثّل مىشود ؛ چنانچه در تفسير « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح » وارد است كه مراد از ستر قبيح همان پرده‌هايى است كه بر روى تمثال انسانى در حالت معصيت در عرش كشيده شده . « 2 » عزيزا ! به خود آى و ملتفت باش و متوجه حالت خود شو و در خلوت هم عصيان الهى منماى ، چه آنكه اگر چه بحسب ظاهر كسى بر او مطّلع نيست ولى عكّاس حقيقى عكس اين عمل را برداشته فرداى قيامت است كه چشمت به آن عكس افتاده ، و خجالت‌زده و شرمنده شوى و راه نجاتى
هامش
( 1 ) . سورهء نور ( 24 ) ، آيه 39 . ( 2 ) . « بحار الانوار » 92 / 164 .