مرگ او رسيد ، رقعهاى نوشت و به زندانبان گفت : چون مردم اين كاغذ را به خليفه برسان . وقتى كه از دنيا رفت ، كاغذ را به خليفه رساند . چون گشودند ، ديدند نوشته : اى غافل ! خصم جلو رفت مدّعى عليه عقب سر مىآيد و منادى جبرئيل است و حكمكننده محتاج به بيّنه نيست .
تنبيه در باب غذاى حلال
يكى از عباد مىگفت كه : اگر يك نان حلالى بهدست آورم كه بىشبهه باشد ، آن را بسوزانم و خاكستر آن را مىسايم و از براى بيماران نگاه ميدارم كه بلاشك شفا از آن بهم مىرسد و صحت از تناول آن حاصل مىشود . « 1 »
ميرزا مخدوم شريفى گويد
كسى را لاف عصمت مىرسد پيش خردمندان * كه وقت دلبريهاى تو ايمان را نگهدارد « 2 »
ميرزا سلمان گويد
بلبل اگر نه مست گل است اين ترانه چيست ؟ * گر نيست عشق زمزمه عاشقانه چيست ؟
ساقى اگر نه پرده فتادى ز روى كار * مىگفتمت كه نغمه چنگ و چغانه چيست
پرواز كرد طاير اقبال سالها * معلوم او نشد كه در اين آشيانه چيست ؟
چون در ازل وجود يكى ثابت است و بس * اين مبحث وجود و عدم در ميانه چيست ؟
چون در نخست نيك و بد از هم جدا شدند * واعظ به گوشهاى بنشين اين فسانه چيست ؟
آدم ز سرنوشت برون شد چو از بهشت * بسم اللّه اى فقيه بگو عيب دانه چيست ؟
سلمان اگر نه مهر مهى هست در دلت * پيوستهات ز داغ محبت نشانه چيست ؟ « 3 »
فى التفكر
في « سفينة البحار » : قال الرضا عليه السّلام : ليست العبادة كثرة الصّيام و الصّلوة إنّما العبادة كثرة
هامش
( 1 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 48 .
( 2 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 93 .
( 3 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 92 .