تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مرگ او رسيد ، رقعه‌اى نوشت و به زندان‌بان گفت : چون مردم اين كاغذ را به خليفه برسان . وقتى كه از دنيا رفت ، كاغذ را به خليفه رساند . چون گشودند ، ديدند نوشته : اى غافل ! خصم جلو رفت مدّعى عليه عقب سر مىآيد و منادى جبرئيل است و حكم‌كننده محتاج به بيّنه نيست .

تنبيه در باب غذاى حلال

يكى از عباد مىگفت كه : اگر يك نان حلالى به‌دست آورم كه بىشبهه باشد ، آن را بسوزانم و خاكستر آن را مىسايم و از براى بيماران نگاه ميدارم كه بلاشك شفا از آن بهم مىرسد و صحت از تناول آن حاصل مىشود . « 1 »

ميرزا مخدوم شريفى گويد

كسى را لاف عصمت مىرسد پيش خردمندان * كه وقت دلبريهاى تو ايمان را نگهدارد « 2 »

ميرزا سلمان گويد

بلبل اگر نه مست گل است اين ترانه چيست ؟ * گر نيست عشق زمزمه عاشقانه چيست ؟ ساقى اگر نه پرده فتادى ز روى كار * مىگفتمت كه نغمه چنگ و چغانه چيست پرواز كرد طاير اقبال سال‌ها * معلوم او نشد كه در اين آشيانه چيست ؟ چون در ازل وجود يكى ثابت است و بس * اين مبحث وجود و عدم در ميانه چيست ؟ چون در نخست نيك و بد از هم جدا شدند * واعظ به گوشه‌اى بنشين اين فسانه چيست ؟ آدم ز سرنوشت برون شد چو از بهشت * بسم اللّه اى فقيه بگو عيب دانه چيست ؟ سلمان اگر نه مهر مهى هست در دلت * پيوسته‌ات ز داغ محبت نشانه چيست ؟ « 3 »

فى التفكر

في « سفينة البحار » : قال الرضا عليه السّلام : ليست العبادة كثرة الصّيام و الصّلوة إنّما العبادة كثرة
هامش
( 1 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 48 . ( 2 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 93 . ( 3 ) . « كشكول شيخ بهايى » 1 / 92 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 338 | حسين فاطمى