كل مفتن تواب » « 1 »
چهاردهم - ترك شبهات كه موجب وقوع در محرمات است و گفتهاند : هر كه واجبى را ترك كند از سنتى محروم مىشود و هر كه سنتى را ترك كند از فريضه محروم مىشود .
پانزدهم - در ما لا يعنى [ كارهاى بىفائده و بيهوده ] خوض نكردن كه موجب قسوت و خسران است و فى الحديث : من طلب ما لا يعنيه فاته ما يعنيه « 2 » و اگر از روى غفلت صادر شود ، بعد از تنبه تدارك نمايد به انابت و استغفار كه
« إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ »
« 3 » و تا ترك مجالست بطّالين و مغتابين و آنهايى كه سخنان پراكنده گويند و روز مىگذارنند ، نكند از مالا يعنى خلاص نشود ؛ چه هيچ چيز مثل اين نيست در ايجاب قسوت و غفلت و تضييع وقت .
شانزدهم - كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن را شعار خود سازد كه دخل تمام در تنوير قلب دارد .
هفدهم - هر روز قدرى از قرآن تلاوت كردن و اقلّش پنجاه آيه است به تدّبر و تأمّل و خضوع و اگر بعضى از آن در نماز واقع شود ، بهتر است .
هيجدهم - قدرى از اذكار و دعوات ورد خود ساختن در اوقات معيّنه خصوصا بعد از نمازهاى فريضه و اگر تواند اكثر اوقات زبان را مشغول ذكر حق دارد و اگر چه جوارح در كارهاى ديگر مصروف باشد زهى سعادت . از امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه : زبان مبارك ايشان اكثر اوقات ، تر بوده است به كلمه لا إله الا اللّه اگر چيز مىخوردهاند و اگر سخن مىگفتهاند و اگر راه مىرفتهاند ، الى غير ذلك ، « 4 » چه اين ممدّ و معاونى قوى است مرد سالك را و اگر ذكر قلبى را نيز مقارن ذكر لسانى سازد ، به اندك زمانى فتوح بسيارى روى مىدهد . تا مىتواند سعى كند كه دم به دم متذكّر حق مىبوده باشد ، تا غافل نشود كه هيچ أمرى به اين نمىرسد در سلوك . اين مددى است كه در قوى در ترك مخالفت حقّ - سبحانه و تعالى - به معاصى .
نوزدهم - صحبت عالم و سؤال از او و استفاده علوم دينيّه بهقدر حوصله خود تا مىتواند
هامش
( 1 ) . « مفتّن » به كسى اطلاق مىشود كه خدا او را بهوسيله گناه امتحان كند . ر . ك : « مجمع البحرين » ذيل « فتن » .
( 2 ) . ر . ك : « نهج البلاغه » حكمت 349 .
( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيههاى 201 و 202 .
( 4 ) . الكافى 2 / 499 .