ستمكاران كه باقى نگذارد از فىء و غنيمت شما مگر اندكى و بدورند جمع شما را و باقى نمانيد مگر قليلى . چه بسيار حسرت و ندامت كه خواهيد خورد و چه خواهيد كرد و حال آنكه از طريقه حقه كور و نابينا گرديدهايد .
حال برادر ! نيك تأمل كن در امر دنيا و اهل آن . اكنون كه راحتى موقت و خيالى را هم از دست ما گرفتهاند ، كسىكه اهل آخرت باشد دلخوش است كه در آن عالم راحت و لذت جاويد دارد ، من و تو چه دلخوشى داشته باشيم كه نه دنيا داريم و نه آخرت ؟
از جناب ابى ذر پرسيدند كه « ما لنا نكره الموت ؟ » « 1 » چه شده ما را كه از مرگ كراهت داريم ؟ فرمود : زيرا شما دنيا را آباد و آخرت را خراب كرديد . شخص كراهت دارد از جاى آباد به محل خراب برود . ما كه هم دنيامان خراب و هم آخرتمان ، گداى ارمنى شدهايم چاره نيست اگر در پى چارهجويى هستيم جز اينكه توجه پيدا كنيم به آن كسى كه از مادر بلكه از خود ما به ما مهربانتر است و الحاح و التماس نماييم تا هر دو را اصلاح فرمايد كه
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
« 2 » على عليه السّلام مىفرمايد : « و اعلموا انّه من يتّق اللّه يجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظّلم و يرزقه من حيث لا يحتسب » « 3 » تقوا سرمايه راحتى دو دنيا است ؛ سرمايه رزق از جايى كه گمان ندارد . سرمايه بيرون آمدن از ظلمت به عالم نور است . بيا تجربه كن اگر به مقصد نرسيدى اسباب كجى و بىديانتى همه وقت موجود است . دوباره برگرد . فرمود : من انقطع إليّ كفيته و إن دعاني أجبته و إن استكفاني كفيته ؛ خالق من و تو وعده فرموده :
كسىكه از غير بريد و به من پيوند كرد او را كفايت كنم و اگر از من بريد و به غير پيوند كرد او را واگذار به آن غير كنم . واى به حال آن كسىكه خدا او را به غير واگذار نمايد .
« إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ » *
« 4 » خداوند خلف وعده نمىكند . امتحان خود را داده ما كور و كر هستيم .
مولا عليه السّلام مىفرمايد حبّ الدّنيا يعمي و يصمّ و يبكم و يذلّ الرّقاب ، « 5 » يعنى دنيا شخص را كور و كر و گنگ و گردنها را ذليل نموده . اينست تأثير علاقهمندى به دنيا و گرنه خداوند بنده نواز و كريم چارهساز از عبادات و حسنات ما بىنياز است و بر گناه ، بنده را به زودى نمىگيرد .
هامش
( 1 ) . الكافى 2 / 458 .
( 2 ) . سوره طلاق ( 65 ) آيههاى 2 و 3 .
( 3 ) . « نهج البلاغه » خطبهء 183 .
( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيه 9 - سورهء رعد ( 13 ) ، آيه 31 .
( 5 ) . الكافى 2 / 136 .