تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

از كلمات مؤلف

اى آقايان ! تأملى بفرماييد و مفاد اين دو حديث شريف را از نظر نيندازيد و نصب العين خود سازيد . بپرهيزد از صعودى كه نزولش طاقت‌فرسا است با اين همه خطيئات و جرائم بىشمار . شما ملاحظه كنيد در مقابل عطاياى بىشمار پروردگار مهربان او سر خجلت به زير افكنده . ( به خود آييد ) . مهربان خدايى كه با اين همه تجرّى شما در معاصى ، او عجله در عقاب و مجازات نمىفرمايد . اين هم از فرط رحمت اوست تا بلكه بيدار شويم و بازگشت به او نماييم و گرنه خوف و عجزى در قادر متعال راه ندارد . شما خود همه روز در وقت برخاستن از زمين بين ركعات نماز اقرار مىكنيد و مىگوييد : به حول و قوّهء تو مىايستم و مىنشينم و لا حول و لا قوّة الا باللّه مىگوييد و در دعاى افتتاح در ماه مبارك رمضان انشاء اللّه با تأمّل و تدبر و تفكّر عرض مىكنيد : ( الحمد للّه قاصم الجبّارين مبير الظّالمين و الحمد للّه الّذي يؤمن الخائفين و ينجّي الصالحين و يرفع المستضعفين و يضع المستكبرين و يهلك ملوكا و يستخلف آخرين ، جناب امير المؤمنين عليه السّلام به پيشگاه رب العزّة عرض مىكند : بيدك ناصية كلّ دابّة و إليك مصير كلّ نسمة « 1 » برابر چنين وجود مقدس و منزهى كه غالب بر همهء ماسوا و همه مغلوب اويند ، نبايد علم مخالفت برافراشت . ما در طرفيّت با هر فردى اولا ميزان ضعف و قوت او را در نظر مىگيريم ، ولى نسبت به حق جلّ ذكره ابدا اين انديشه را نداريم . امروز روز بالا رفتن ماست . پايين آمدنى هم در عقب داريم . فكر پايى آمدن خود باش اين دعا را در نظر داشته باش : « و استولت عليّ المظالم و طالت شكاية الخصوم و اتّصلت دعوة المظلوم الّلهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و أرض خصومي عنّي بفظلك . « 2 » يعنى بر من مستولى شد شكايت خصمان من و طولانى شد شكايت آنها و نفرين كسانى كه بر آنها ظلم كردم پياپى در عقب من است ( صلوات بر محمّد و آل محمّد ) پروردگار من خصمان مرا از من راضى كن به فضل و احسان خود . يكى از خصمان ما اطفال بىگناه ما هستند . هرگاه در مقام شكايت برايند و عرض كنند : خدايا حكم كن بين ما و پدر و مادر ما ، كه به ما غذاهاى حرام خورانيدند . ما را بىپرده و بىحيا بار آوردند . از اينكه اسباب ساز و رقص براى ما ، در خانه مهيا كردند و ما را فرستادند دنبال تحصيل علومى كه به
هامش
( 1 ) . « نهج البلاغه » خطبهء 109 . ( 2 ) . « بحار الانوار » 84 / 286 .