قطع ننماييد بول او را . پس چون حضرت از دعا و نامگذارى طفل فارغ شدند ، از جا بلند شدند . كسان طفل ديدند هيچ گونه اثر دلتنگى در حضرت مشاهده نمىكنند . از اين پيش آمد بسيار مسرور شدند . چون رفتند ، آن حضرت خود را شست .
قضيّهء امّ الفضل عيال عباس بن عبد المطلب مرضعه امام حسين عليه السّلام
محدث قمى مىفرمايد : شيخ مادر مستدرك اين حديث شريف را نقل فرموده ، ما نيز نقل مىكنيم ، روي عن أمّ الفضل زوجة العبّاس مرضعه الحسين عليه السّلام قالت : أخذ منّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حسينا أيّام رضاعه فحمله فأراق ماء على ثوبه فأخذته بعنف حتّى بكى فقال صلّى اللّه عليه و آله مهلا يا أمّ الفضل إنّ هذه الإراقة ، الماء يطهّرها فأيّ شيء يزيل هذا الغبار عن قلب الحسين عليه السّلام . « 1 »
ترجمه : امّ الفضل عيال عباس عمّ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، امام حسين عليه السّلام را شير مىداد . مىگويد :
رسول خدا ، حسين عليه السّلام را گرفت در ايام شير خوردنش از من و در بغل گرفت . به جامه آن حضرت بول نمود . به سختى از بغل آن حضرت گرفتم بهطورى كه به گريه آمد . رسول خدا فرمود با عتاب به من كه : اى ام الفضل ! آرام . اين بول را آب پاك مىكند امّا اين غبار كه بر قلب حسينم نشسته چه چيز بر طرف مىكند او را ؟
لمؤلفه : خوش دارم در اينجا سلامى خدمت جدّم عرض كنم : السلام عليك يا رسول اللّه شفا اللّه قلبك المقدّس و قلوبنا بظهور ولدك الحجّة بن الحسن أرواحنا فداه ، بهطور عتاب به امّ الفضل فرمودى : چه زايل مىكند غبار قلب حسينم را ؟ چه بود حال شما در آن عالم كه مشاهده فرمودى سيصد و شصت جراحت بر آن بدن وارد شد . از كثرت زخم ايستاد تا استراحت نمايد ؛ سنگى آمد بر جبهبهء مقدّسش و فروگرفت خون چشمان شريفش را .
فلك سنگى فكند از دست دشمن * به پيشانى وجه اللّه احسن
چو زد از كينه آن سنگ جفا را * شكست آيينه ايزدنما را
دامن جامه را بلند كرد تا خون از پيشانى و چهره خود پاك نمايد . آه آه تيرى سه شعبه بر سينه يا قلب مقدسش وارد آمد . فرمود : بسم اللّه و باللّه و على ملة رسول اللّه ، آن تير را نتوانست از جلو بيرون بياورد از عقب بيرون آورد . مثل ناودان خون جارى شد . اول به
هامش
( 1 ) . « مستدرك الوسائل » 2 / 557 .