تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
پيش از اينكه بيرون روم از اين مكان . اهل و عيالش صدا به گريه بلند كردند . گفت : برخيزيد و صندوقهاى طلا و نقره را بگشاييد و آنچه در آنهاست بنويسيد . پس رو به مال خود كرده ، شروع به دشنام دادن نمود و گفت : خدا تو را لعنت كند : تو مرا از ذكر خدا بازداشتى و از امر آخرت غافل نمودى . خداوند مال او را گويا فرمود . در جوابش گفت : براى چه مرا لعنت و ملامت مىكنى ؟ و حال آنكه تو سزاوارترى به ملامت شدن از من . آيا در انظار حقير نبودى و تو را بالا بردند به‌واسطه من ؟ و در خانه سلاطين و بزرگان مىرفتى و صلحا هم مىرفتند ؛ تو را داخل مىكردند و به آنها راه نمىدادند ؟ دختران سلاطين و بزرگان را تو خواستگارى مىكردى ، مردان صالح هم مىكردند ؛ آنها را رد كرده ، و به تو دادند ؟ اگر مرا در راه خدا انفاق مىكردى ، آيا من مانع تو مىشدم يا اينكه اگر انفاق مىكردى كم مىشدم براى تو ؟ چرا مرا ناسزا مىگويى و حال آنكه تو سزاوارتر از منى به ملامت ؟ من و تو را از خاك خلق كردند و باز من خاك خواهم شد و تو مورد مؤاخذه گناهى كه به‌واسطه من مرتكب شدى خواهى شد . اين چنين است گفتگوى مال با صاحبش .

در علائم ظهور

منتهى الآمال نقل از كتاب « كفاية الموحدّين » سيّد جليل القدر سيّد اسماعيل عقيلى نورى نوّر اللّه مرقده نقل كرده است : اوّل از علامات ظهور ، خروج دجال است كه آن ملعون دعوى الوهيت مىكند و به‌وجود او ، هرج و مرج و خون‌ريزى و فتنه در عالم پيدا خواهد شد . و از اخبار ظاهر مىشود كه يك چشم آن ملعون ماليده باشد و چشم چپ او در ميان پيشانى واقع و مانند ستاره درخشان و قطعه خونى در وسط چشم او واقع است . و بسيار بزرگ مىباشد با شكلى عجيب و تنومند و با هيأتى غريب . و در سحر بسيار ماهر است ؛ روبروى او كوه سياهى است كه به علم سحر در نظر مردم مىآورد كه نان است و در عقب او كوه سفيديست كه به نظر مردم مىنمايد آب صاف جارى است و فرياد مىزند كه : اوليائى اناربكم الاعلى . و شياطين و مرده آنها از ظالمين و منافقين و كفره و سحره و كهنه و اولادهاى زنا در اطراف او اجتماع مىكنند و به جميع نغمات با آلات لهو و لعب از عود و مزمار و دف ، به نواختن سازها و بر بطها مشغول مىشوند كه قلوب تابعين او را مشغول به نغمات و الحانات مىنمايند و چنان جلوه‌گرى كنند كه مردان و زنان ضعيف