« تبع » ناميدند « 1 » غرض اينكه مؤمن بايد متخلق به اخلاق ربوبيت و مؤدب به آداب پيغمبر كه گنجينه علوم حق و مؤدب اوست باشد . « 2 »
و هم از جمله آداب مجالس عزا اينكه مستمع تكبر نكند و عارش نيايد هرچند گوينده مجلس به درجاتى از او پستتر باشد از جهت معلومات علمى و اخبارى ؛ كما اينكه جناب موسى بن عمران از پيغمبران اولوالعزم است و صاحب كتاب و شريعتش ما فوق حضرت خضر است ، با وجود اين حقتعالى به موسى أمر فرمود تا براى تعلم به نزد خضر رود . و در سوره مباركه كهف ( 22 ) آيه راجع به قصه رفتن موسى به جستجوى خضر و ملاقات و مصاحبت با او تفصيلا بيان شده .
كلامى از خضر به موسى عليه السّلام
وقتى ملاقات كرد جناب خضر را فرمود : أوصنى يعنى مرا موعظه كن . خضر عرض كرد :
« يا طالب العلم إنّ القائل اقلّ ملالة من المستمع فلا تملّ جلساءك اذا حدّثتهم و اعلم أنّ قلبك وعاء فانظر ما ذا تحشو به وعائك و اعرف الدّنيا و انبذها و رائك فإنّها ليست لك بدار و لا لك فيها محلّ قرار و إنّها جعلت بلغة للعباد ليتزوّدوا منها للمعاد . « 3 »
ترجمه : اى طالب علم ! بدرستىكه گوينده كمتر است ملالتش از شنونده پس ملول مكن اهل مجلس خود را هنگامىكه براى آنها حديث مىكنى . بدانكه قلب تو ظرفيست ، پس نظر كن چه در آن ظرف اندوخته مىكنى ؛ يعنى أخذ علمى كن كه ترا فائده دهد و بشناس دنيا را و پشت سر انداز او را ، بدرستىكه دنيا خانه و محل قرار تو نيست . بدان دنيا وسيلهايست براى بندگان كه از آن توشه بگيرند براى معاد و عالم آخرت . يا موسى ! عادت ده خود را به حلم و بردبارى و شعار خود ساز تقوا را تا آنكه برسى به علم . اى موسى ! خود را فارغ ساز از براى علم ، اگر طالبى ؛ زيرا علم بدون فراغ از غير بدست نمىآيد . و پرحرف مباش كه پرگويى نقص علما است و دليل بر ضعف عقل است . و در ميانهروى توفيق و سداد است . و از جهّال اعراض نما و در جواب ايشان سكوت كن تا بر جهل و شتم آنها نيفزايد . يا موسى ! آنچه ياد مىگيرى براى عمل كردن باشد نه براى حديث كردن كه و بال و هلاكش بر تو ماند و نورش براى غير تو .
هامش
( 1 ) . « علل الشرايع » 2 / 520 .
( 2 ) . « كبريت احمر » ص 95 .
( 3 ) . « منية المريد » ص 140 .