پيش آورد كه از حق تو خلاص شوم ، حال يا مرا برىء الذمه كن يا بگير حق خود را . گفتم :
مىخواهم حق خود را . پس ملكى گفت : پهن كن عباى خود را . آنچنان كردم . چنين فهميدم كه از ظرفى گندم در آن مىريزد . پس گفت : جمع كن عباى خود را كه حق تو به تو رسيد . تا عبا را جمع كردم از آن عالم خارج شدم . ديگر چيزى نمىديدم جز اينكه عبايم پر از گندم بود . تا مدتى از آن آرد مىكرديم و مىخورديم تا اينكه اين سرّ را افشا كردم پس گندمها تمام شد . آن ميت مردى بود از عوام شيعه كه از حلال كسب مىكرد و مازاد مخارج خود را در دهه اول محرم در مجالس عزا خرج مىكرد و به مرثيهخوان و شعرا و محدثين دراهم و دنانير و لباسهاى فاخر مىداد و خود هم سقايى مىكرد در مجالس و به جاى آب شربت مىداد .
مؤيد اين حكايت اخبار بسيار از امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد طاهرينش راجع به وادىالسلام رسيده ظاهرا چاى و قليان هم كه در اين زمان متداول است ؛ اگر ثوابش برابر با اطعام و آب دادن نباشد البته خالى از اجر نيست . مخصوصا اگر پس از صرف چاى سلام بر آن حضرت كرده و لعن بفرستد بر قاتلانش ، گمانم تفاوتى با سقايت و هم نوشيدن آب در ثواب نداشته باشد . و بهطور كلى هر عملى كه براى عزيز فاطمه عليه السّلام انجام داده شود ، مقرون به حسنات است .
از قول طلبهاى نقل كردند كه گفته بود : من در خواب حضرت زهرا عليها السّلام را ديدم فرمودند :
به مردم بگوييد هروقت چاى مىخورند سلام كنند بر فرزند من و لعن كنند بر قاتلان يا دشمنان آنحضرت .
آداب و شرايط اهل مجلس و رعايت كردن يكديگر را
افراد اهل مجلس را وظيفه آنست كه هرگاه سرزند از كسى حركت مذمومهاى ، رعايت كنند و خبر ندهند به ديگران كه فرمودند : از مروت نيست كه حديث كند مرد به آنچه مطلع مىشود در سفر و يا حضر ، و با تمام افراد بهطورى مصاحبت كند كه اگر مرد بر او گريه كنند و اگر غائب شد در انتظار او باشند . چنان كه در نهج البلاغه از امير عليه السّلام روايت است كه اگر اخوان ثقه باشند فبها و اگر اخوان مكاشره باشند ، مدارا با آنها نصف عقل است . با ايشان خوشروى و خوشسخن باشيد . پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در تابستان بين