داده بود .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : « من أراد أن ينظر إلى رجل من أهل النّار فلينظر إلى رجل قاعد و بين يديه قوم قيّام » « 1 »
يعنى : كسىكه اراده دارد نظر كند به مردى از اهل آتش ، نگاه كند به مردى كه نشسته باشد و در مقابل او عدهاى ايستاده باشند . »
و نيز در « مجموعهء ورام » و ساير كتب اصحاب روايت است كه : مردى وارد شد به مجلس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در حالتىكه بدنش آبله داشت و آب از آنها مىريخت . پهلوى هركس مىنشست برمىخاست ؛ حضرت او را پهلوى خود نشانيد . « 2 »
و نيز روزى آن حضرت در مجمعى با اصحاب غذا تناول مىفرمود . مردى زمينگير حاضر شد و اهل مجلس از او كراهت داشتند . حضرت او را بر زانوى مبارك نشانيد و فرمود طعام بخور . مردى از قريش را خوش نيامد ؛ نرفت از دنيا تا به مرض او گرفتار شد . « 3 »
و نيز روزى حضرت امام زين العابدين عليه السّلام گذر كرد بر جماعتى كه داراى مرض جذام بودند و مشغول غذا خوردن بودند . حضرت بر حمارى سوار بودند . آن جماعت حضرت را تكليف به غذا كردند ، فرمودند : اگر روزهدار نبودم اجابت مىكردم . بعدا أمر فرمود در منزلش غذاى لذيذ ترتيب دادند و آنها را طلبيد و با ايشان غذا ميل فرمود .
و هكذا نظائر اينگونه رفتار از ائمه طاهرين بسيار بوده ، مع ذلك ديده مىشود كه اهل دنيا و مترفين و اكابر مجرمين دورى مىكنند از حاضر شدن در مجالس و مجامع فقراء از فرط تكبر با اينكه مىدانند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و اولاد طاهرينش به اين گونه مجالس نظر دارند .
عجبتر اينكه بعضى از علما البته علماى سوء عار دارند و تكبّر مىكنند از حضور مجالس فقراء و تمايل شديد دارند و سرعت مىكنند به رفتن در مجالس اغنيا و امرا و بلكه افتخار به آن مىكنند و حال آنكه در نهج البلاغه نامه عتابآميز امير المؤمنين را به عثمان ابن حنيف ديده و مطالعه كردهاند . « 4 »
هامش
( 1 ) . جامع السعادات 1 / 392 .
( 2 ) . جامع السعادات 1 / 393 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . « كبريت احمر » ص 63 و جامع السعادات 1 / 393 .