تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
به آتشى كه افروخته آن را خداوند قهار جبار براى غضب خود ؟ آيا ناله مىكنى از اذيت اين آهن سوزان ؟ و من ناله نكنم از نائره آتش نيران . و عجبتر از پيش آمد عقيل آنست كه كسى براى ما هديه‌اى آورد ، در ظرفى سربسته و پيچيده بود و من به‌قدرى او را ناخوش داشتم كه گويا با آب دهان و يا قى افعى خمير كرده بود . پس به او گفتم : آيا اين عطيه است يا زكات يا صدقه كه بر ما اهل بيت حرام است ؟ گفت : نه اين است و نه آن و لكن هديه است . گفتم : چشم مادران بر تو بگريد ! آيا از راه دين خدا مىخواهى مرا فريب دهى ؟ يا ديوانه و جن‌زده شده‌اى ؟ و يا بيهوده مىگويى ؟ به‌خدا قسم اگر به من داده شود هفت اقليم با آنچه در زير آسمانهاست براى اينكه نافرمانى كنم نسبت به خدا در ربودن پوست جوى از دهان مورچه‌اى به ستم ، ابدا اين كار را نخواهم كرد . چرا كه دنياى شما نزد من خوارتر است از برگى كه در دهان ملخى است كه مىخورد آن را . على را با نعيم فانى و لذتى كه باقى نمىماند چه كار است .

از فرمايشات درر بار امير المؤمنين عليه السّلام

دعوني أكتفي من دنياكم بملحي و أقراصي فبتقوى اللّه أرجو خلاصي ما لعليّ و نعيم يفنى و لذّة تنحتها المعاصي سالقي و شيعتي ربّنا بعيون ساهرة و بطون خماص » « 1 » ترجمه : واگذاريد مرا اكتفا كنم از دنياى شما به نمك و قرص‌هاى نان خود . به پرهيزكارى خدا اميد خلاصى دارم . على را با نعمت فانى دنيا چه كار و لذتى كه مىبرد آن لذت را معاصى . زود است كه ملاقات مىكنم من و شيعيانم ، پروردگار خود را به چشمهاى بيدار و شكمهاى گرسنه . الغرض هرگاه چنين ولى اللّه مطلقى و انسان كامل بر حقى به اين حد ترك زينت و لذات دنيا كند و در جامعه و قوت خود تا اين اندازه قناعت كند ، سزاوار نيست كسىكه دعوى تشيع مىكند پيروى از او نكند در كردار و گفتار . سويد بن غفله گفت : در خانه آن حضرت نيافتم جز حصيرى كه بعضى از بدن مبارك آن حضرت بر زمين بود . و روز عيدى ديدند نان خشكى را با دوغ بسيار ترشى ميل مىفرمود و نان از آرد سبوس نگرفته بود . عاقل و موفق كسى است كه لااقل از شبهات
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 40 / 348 .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 240 | حسين فاطمى