تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
آرى خوشا به حال تو ! آنچه به من رسيده از دوستى بنى اميه اين است . اينك برو در بستان در پاى فلان درخت زيتون ، صد هزار درهم مخفى كرده‌ام از تو به علت دوستى تو با اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را بردار . « 1 » ابو عيينه مىگويد : سال بعد كه به مدينه رفتم سؤال كردم از حال مرد شامى . فرمود : مال را يافت و پنجاه هزار درهم براى من آورد . قرض خود را ادا كردم و زمينى در ناحيه خيبر خريدم و بقيه را به اهل حاجت رسانيدم . « 2 » و در « مناقب » دارد كه فرمود « أما إنّه سينفع الميّت النّدم على ما فرّط من حبّنا و ضيّع من حقّنا بما أدخل علينا من الرّفق و السّرور « 3 » ؛ يعنى : بدرستىكه نفع دارد براى ميت پشيمانى بر آنكه تقصير كرده در دوستى ما و ضايع كرده حق ما را به‌واسطه فرحى كه بر ما داخل شده و محبتى كه بما شده به اسباب و وسيله‌اى از او » . ما در اين مطلب بوديم كه شرايط اهل منبر و مجلس تعزيه‌دارى حضرت خامس آل عبا عليه السّلام را شرح مىداديم و شرط اول آن را بيان كرديم . رشته سخن تا اينجا كشيده شده اينك به بيان بقيهء شرايط بازگشت مىكنيم . ( شرط دوم ) آنكه منبر و مجلس موعظه و تعزيه را زينت نكنند ؛ زيرا اين گونه مجالس مناسب با وضع زهد و فقراست . چه خوش گفته :
تا چند طريق جاه و حشمت طلبيم * برخيز كه مصباح سعادت طلبيم تا باطن ما ز فيض معمور شود * از باطن اهل فقر همّت طلبيم

خطبه شريفه امام على عليه السّلام

مىدانى كه مولا امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود ، و اللّه لأن أبيت على حسك السّعدان مسهّدا أو أجرّ في الأغلال مصفّدا أحبّ إليّ من أن ألقى اللّه و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشيء من الحطام و كيف أظلم أحدا لنفس يسرع إلى البلى قفولها و يطول في الثّرى حلولها و اللّه لقد رأيت عقيلا و قد أملق حتّى استماحني من برّكم صاعا و رأيت صبيانه شعث الشّعور غبر الألوان من فقرهم كأنّما سوّدت وجوههم بالعظلم و عاودني مؤكّدا و كرّر عليّ القول مردّدا فأصغيت إليه سمعي فظنّ أنّي أبيعه ديني و أتّبع قياده مفارقا
هامش
( 1 ) . پنجاه هزار درهم ببر به خدمت محمد بن على الباقر عليه السّلام و بقيّه را از آن تو باشد . ( 2 ) . « كبريت احمر » ص 79 . ( 3 ) . همان . و « مناقب ابن شهر آشوب » 4 / 193 .