بپرهيزد و هر چه از هر جا رسيد در گلو و كام نريزد . « 1 »
خودش فرمود : « الا و انّكم لا تقدرون على ذالك و لكن اعينونى بورع و اجتهاد و عفة و سداد « 2 » يعنى : بدانيد شما قادر نيستيد و استقامت نداريد در دين كه به طريق من سلوك كنيد و ليكن يارى كنيد مرا به ورع و كوشش در امر دين و عفت
أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ
« 3 » آيا راضى شديد به زندگى دنيا بر آخرت ؟ »
شايد بعضى تمسك به آيه كريمه كرده بگويند كه :
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ »
« 4 » بلى اما براى جواب همين يك شعر كافيست .
خود بده انصاف اى صاحب كمال * كى شود اينها ميسر از حلال
اگر توفيق يافتى و از حلال بدست آوردى ايثار كه كار هركس نيست ولى اگر نخواستى مواسات هم بكنى هنيئا لك . توجّهى نيز به اين آيه كريمه بايد داشت
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً . »
« 5 » بخصوص امر در علماء اشدّ است لترمّق أعمالهم . يعنى به جهت اينكه چشمها نگرانست به اعمال علما ، لهذا فرمود : ضرر علماى سوء بر ضعفاى شيعه اشد است از ضرر لشگر يزيد بن معاويه بر حسين بن على عليه السّلام « 6 » « كما فى الصافى و تفسير الامام و فرائد الاصول لشيخنا المرتضى الانصارى . » « 7 »
عثمان بن حنيف كه از طرف امير المؤمنين والى بصره بود ، به مهمانى دعوت شده و اجابت كرد ، مگر به غير از نان و آبگوشتى خورده بود ؟ كه آن حضرت به او نوشتند « و ما ظننت أنّك تجيب إلى طعام قوم عائلهم مجفوّ و غنيّهم مدعوّ « 8 » ؛ يعنى : گمان نمىكردم تو اجابت كنى و حاضر شوى بر طعام قومى كه فقراء را جفا كنند و اغنياء را دعوت نمايند . » مستفاد از اين فقرات شريفه كه طلا و جواهرات عالم ، قيمت آن نمىشود اينكه نايب امام بايد در تدين و تقوا ما فوق اين وضع باشد و چون گمان نداشت كه عثمان بن حنيف حاضر شود و بخورد از غذايى كه فقرا از آن محروم باشند . او را نايب خود قرار داد . اما اينكه گفت : مجالس مصيبت را زينت ندهند . واضح است و محتاج به بيان نيست . اخبار زياد
هامش
( 1 ) . مطلب فوق از دو روايت گرفته شده است 1 . مستدرك 16 / 299 ؛ 2 . مستدرك 16 / 299 و در كبريت احمر 82 .
( 2 ) . « نهج البلاغه » ص 416 ، نامه حضرت به عثمان بن حنيف .
( 3 ) . سورهء توبه ( 9 ) ، آيه 38 .
( 4 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 32 .
( 5 ) . سوره نساء ( 4 ) ، آيه 10 .
( 6 ) . « تفسير الامام العسكرى عليه السّلام » ص 301 .
( 7 ) . « كبريت احمر » ص 83 .
( 8 ) . نهج البلاغه ص 416 .