تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
در اوائل مشروطه چون اختلاف بين مردم ايجاد شده بود ايشان صلاح خود را در توقف تبريز نديدند لذا به قم آمدند . مرحوم حجة الاسلام آقاى شيخ مهدى حكمى قمى مىفرمودند : از ثمرهء مشروطه كه خدا به ما اعطا فرمود ، اين بود كه وسيله شد حاج ميرزا جواد آقا در قم ساكن شود . ايشان بسيار محيط به اخبار بودند همچنين در فقاحت ؛ زيرا حقير كتاب غاية القصوايى داشتم ايشان حاشيه بر آن نوشته و حضرت آية اللّه العظمى آقاى آقا شيخ ابو القاسم قمى و حجة الاسلام جناب آقاى آقا سيد محمد تقى - طاب اللّه ثراهما - هر وقت در مسأله‌اى مسائل فقيّه توقف داشتند با ايشان مذاكره مىكردند . ليكن جناب ايشان به خيال مرجع تقليد شدن نبود . در هر صورت بسيار جديّت داشتند به رفتن زيارت حضرت معصومه عليها السّلام . با داشتن مرض قلب همه روزه به حرم مشرّف مىشدند . و در مقام رضا و تسليم گويا از خود اراده‌اى نداشت . سراپا تسليم اراده خداى تعالى بود . جوانى داشت به نام آقا ميرزا على آقا كه به مرض و با درگذشت و آن جوان بسيار دانشمند و در علم و عمل سرآمد اقران خود بود . ليكن حقير روز فوت او نتوانستم بروم . روز ديگر كه رفتم ديدم آقاى ملكى رضوان اللّه عليه نشسته و چشمها به گودى فرو رفته . مردم مىآمدند و ايشان را تسليت مىگفتند ولى ايشان مشغول به ذكر خدا بود و زبانش به حمد خدا گويا بود . در اواخر عمر هفت سال از خانه بيرون نيامد مگر قبل از اذان صبح كه در بالاى سر حضرت معصومه عليها السّلام نماز صبح را به جماعت بجا مىآوردند . بعد از نماز ايشان ، مرحوم آقا شيخ ابراهيم ترك معروف به « صاحب الزّمانى » ايستاده موعظه مىكرد . اگر يكى از شاگردانشان يا از دوستان به مرضى مبتلا مىشد ، ايشان از حرم به منزل آن شخص رفته و بالاى سر مريض مىنشست و هفت حمد مىخواندند و به خانه مراجعت مىكردند . و همه روزه اول آفتاب ، حقير و ساير شاگردان ايشان در منزلشان جمع مىشديم و آن جناب ما را به كلمات آتشين خود موعظه مىفرمود ؛ به‌طورى كه صداى گريه و ضجه از اهل مجلس بلند مىشد . معصوم عليها السّلام فرمود : موعظه چون از قلب بيرون آيد داخل قلب مىشود و اگر مجرد زبان شد از گوش تجاوز نمىكند . مواعظ ايشان طاب ثراه چنان بود كه گويى آتش در دل جلساء مشتعل مىنمود . چنان بود كه گويا انسان را از اين نشئه خارج و به عالم ديگرى داخل مىكند ولى چون از مجلس ايشان خارج مىشديم با هر يك از مجلسيان آن مرحوم تماس مىگرفتم ، باز همان حالت غفلت در او بازگشت كرده بود . از بعد ايشان پيوسته آرزوى يك چنين مجلسى را دارم و بدست
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 216 | حسين فاطمى