تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
راضى كنى ديگرى ناراضى است و هر قدر به يكى از آن دو نزديك شوى ، از ديگرى دور مىشوى . فرمايش امام ششم عليه السّلام ناظر همين است مىفرمايد : ما دنيا را دوست ميداريم ولى اگر رو بما نياورد بهتر است براى ما ، چون هر چه به انسان برسد از لذات دنيا حظ او به همان مقدار از نعيم آخرت كاسته مىشود . و در توضيح اين روايت ابن فهد مىفرمايد : فرمايش امام نسبت به نوع مكلفين است و الا مقام آن خانواده از اين ارجمندتر است . « 1 » در « كبريت احمر » : شب نوزدهم رمضان حضرت امير عليه السّلام منزل ام كلثوم بود . او دو قرص نان جو و كاسه‌اى از شير و مقدارى نمك حاضر كرد . چون مولا نظر انداخت ، سر مبارك بجنبانيد و فرمود : اى دختر ! دو نان خورش در يك وقت كى تناول كردم من ؟ متابعت پسر عمم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را مىكنم . اى دختر ! تو بدى پدر خود را مىخواهى كه فردا حساب من طول كشد . هر كه اكل و شرب و لباس او در دنيا نيكو باشد ، طول حسابش بيشتر است . در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب . نمىخورم تا يكى از اين دو را بردارى . بنابر ميل حضرت ، ام كلثوم شير را برداشت . حضرت اندكى نان با نمك ميل فرمود . « 2 » در كتاب « انيس الادبا » دارد پرسيدند از كسى كه : چرا چشم خود را بسته‌اى ؟ جواب داد : باز كنم به كه نگام كنم . « 3 »

لطيفه و چند شعر

وقتى مردى پسر خود را فرستاد طناب بخرد براى چاه به طول بيست زراع ، پسر از نيمه راه برگشت و گفت : بابا به عرض چه قدر باشد ؟ پدر گفت : به عرض مصيبت من درباره تو . « 4 »

ايضا لطيفه

وقتى ما بين زن و مردى مخاصمه شد ، مرد كه بزرگ دماغ بود ، به زن گفت : خود معاشرتم و در مكروهات تحمل دارم . زن گفت : خوش معاشرت نيستى ، امّا در تحمل مكروهات راستگويى ، چگونه نباشى و حال اينكه چهل سال است اين دماغ بزرگ را
هامش
( 1 ) . عدة الداعى ص 135 . ( 2 ) . كبريت احمر 251 . ( 3 ) . انيس الادباء 149 . ( 4 ) . همان .
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 202 | حسين فاطمى