تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
دست و پاى طاهر را بوسيد و نشست . پس سيد ابتداء به سخن فرمود و گفت : فلانى شنيدى در حق من سخن دشمنان مرا تا جدم پيغمبر را در خواب ديدى و امر فرمود تو را برساندن ششصد اشرفى كه قطع كرده بودى در طول سه سال به علاوه هدايايى و اگر امر نمىكرد تو را نمىآوردى و آن را در بلد خود از مال خود جدا كردى . سوگند مىدهم تو را كه غير از اين بوده ؟ خراسانى عرض كرد : همينطور است و اللّه اى فرزند رسول خدا كسى جز خداى تعالى آگاه نبود . طاهر فرمود : در نظر من بود خبر تو در سال اول و دوم و سوم . دل تنگ شدم پس ديدم جدم رسول خدا را كه فرمود به من : غم مخور كه براى خواطر تو رفتم نزد فلانى و أمر كردم او را كه بدهد به تو آنچه فوت شده و تا مىتواند از تو قطع نكند . پس حمد كردم خداى عز و جل را و شكر نمودم نعمت و احسان حق را چون تو را ديدم ، دانستم كه نياورده ترا مگر براى آنچه در خواب ديدم . پس خراسانى دگربار برخاست و دست و پاى سيد طاهر را بوسيد و التماس نمود كه از او درگذرد به واسطه اينكه گوش داده به سخن دشمن در حق سيد و مال و هدايا را تسليم سيد كرده و او را از خود راضى و خشنود نمود .

در نيت قربت و غير آن

مرحوم فيض رحمة اللّه عليه در باب نيت ، راجع به استعمال عطر سه قسم ذكر فرموده كه خلاصه آن اينست : قسم اول كسىكه عطر بزند قربة الى اللّه و براى پيروى از سنّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، محشور مىشود در حالىكه بوى او بهتر است از بوى مشك . قسم دوم براى تفاخر به اقران و هواى نفس يا جلب توجّه زنهاى نامحرم ، محشور مىشود و بوى او بدتر است از مردار . قسم سوم فقط براى لذّت بردن از بوى خوش ، عطر مىزند . اين كس در آخرت عذاب نمىشود لكن از او سؤال مىشود و از نعمتهاى بهشت او كم مىشود . « 1 » چنان كه ابن شهر آشوب در كتاب « مناقب » روايت كرده كه صديقه طاهره عليها السّلام از پدر بزرگوار خود انگشترى خواست . آن جناب فرمود : چون نماز شب كردى از خدا بخواه
هامش
( 1 ) . « منهاج النجاة » ص 41 . ( شش رساله فيض ( قدس سره ) ) .