تأسف بر گذشتگان
ذهب الرجال المقتدى بفعالهم * و المنكرون لكل امر منكر
كجا رفتند معادن حميّت و غيرت در دين مانند : مرحوم آقا شيخ ابو القاسم قمى و آقا شيخ مهدى حكمى و ابوى احقر مرحوم آقاى حاج سيد اسحق و اخوى مرحوم آقا سيد محمد تقى و آية اللّه حائرى حاج شيخ عبد الكريم و مرحوم آية اللّه بروجردى طاب ثراهم و مرقدهم ؟ تا آنها بودند كى جرأت داشت خانههاى مردم و مساجد را خراب كند . آنها رفتند « اذا مات العالم ثلم فى الإسلام ثلمة لا يسدّها شىء » إلى يوم القيامة « 1 »
برحسب حديث وارد ، در حاشيه مكارم الاخلاق كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه حق سبحانه و تعالى مىفرمايد : وقتى از قلب بنده دانستم كه غالب اوقات مشغول به من است ، لذت او را در مناجات خود قرار مىدهم و اگر وقتى در غفلت افتد خود حائل مىشوم و نمىگذارم چنين بندهاى مبتلا شود به معصيت .
اوضاع روزگار دگرگون شد . عدهاى از خارجيها به لباس اهل علم و مجتهدين درآمدند و پيوسته مشرف به أعتاب مقدسه مىشدند و به صورت اهل زهد و متهجدين خود را نشان مىدادند و با مراجع تقليد تماس مىگرفتند و كمكم ذهن بعضى از آنها را مغشوش كردند و آنها را فريب دادند كه : وجود اين سلاطين سم است كه خود مختاراند و به دلخواه خود عمل مىكنند و پيوسته رعيّت از آنها در فشارند . بايد مجلس عدلى تشكيل شود تا ملّت در آسايش باشند و صاحب كفايه را اطرافيان شوم اغفال كردند و امضاء كرد و مرحوم نورى - رحمة اللّه عليه - كه عالمى بيدار بود به دار زدند و مسلمانان بىخبر از باطن قضيه از كشته شدنش مسرّتها نمودند و در پاى دارش كفها زدند و عالمنماهاى بىدين ، اطراف علما را داشتند و چنان راه را بر مسلمانان مطلع از باطن أمر مسدود كردند كه نگذشتند حقيقت مطلب را به سمع علماء برسانند . عدهاى به طمع مال دنيا و رياست ، با محرّكين شوم همدست شدند و عدّهاى هم كه شايد بىغرض بودند ، در اشتباه انداختند . و حتى در بينالنهرين عدّهاى كه طلبه و مجتهد بودند ولى معنا از خارجيها بودند ، براى كشته شدن مرحوم حاج شيخ فضل اللّه كه مانع تشكيل اين مجلس عدل بود جشنها گرفتند . هنگامىكه آخوند و امثالش پى به اشتباه خود بردند ديگر
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل 9 / 51 .