تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

داروى حبس البول

كاكل ذرت و دم گيلاس يا آلبالو را با هم دم كنند و بخورند . و نيز اگر فضله كبوتر را در آب گرم حل كنند و در آن بنشينند ، مفيد است .

درخواست حضرت موسى از خداوند تعالى كه جليس و رفيق او را در بهشت به او معرفى كند

فاضل كاشفى در « تحفه شاهى » چنين آورده كه : حضرت موسى عليه السّلام در مناجات به حق تعالى عرض كرد : الهى آن را كه در بهشت همنشين من خواهد بد ، ميل دارم كه امروز به من بنمايى . جبرئيل نازل شد و عرض كرد : يا موسى ! حقت اسلام مىرساند و مىفرمايد : فلان قصاب در بهشت جليس تو خواهد بود . موسى به در دكان وى آمد . جوانى را ديد كه به شكل عياران گوشت مىفروشد . موسى از دور نگاهى به وى كرد ، ديد در ظاهر حالش بر اطوار نيكو نيست و به اصطلاح خوش ظاهر نيست . نزديك نماز شام كه شد ، قصاب مقدارى گوشت برداشته رو به خانه نهاد . موسى عليه السّلام با وى همراه شد . به در خانه او آمد و فرمود : امشب مهمان مىخواهى ؟ قصاب عرض كرد : حبا و كرامة . موسى را به خانه در آورد و طعامى ترتيب داد . زنبيلى داشت آويخته او را فرود آورد . در آن زنبيل پيره زالى بود به غايت عجوزه . قصاب او را بيرون آورد و شست‌شوى داد و از طعامى كه ترتيب داده بود ، او را سير كرده و باز در زنبيلش نهاد و در مكان خود آويخت . آن عجوزه زبان به دور دهانش حركت داده چيزى گفت . آنگاه قصاب سفره بگسترد تا با موسى عليه السّلام غذا خورند . موسى عليه السّلام به او فرمود : مىخواهم كيفيت حال اين پير عجوزه را براى من بيان كنى . جوان گفت : او مادر من است و مال و سرمايه من چندان نيست كه بتوانم براى خدمت وى كنيزكى بخرم يا كسى را اجير كنم تا عهده‌دار خدمت وى شود ، لاجرم خود متصدى خدمت وى شده‌ام و او را در اين زنبيل جاى داده و هر شب شست‌شو و طعام و شراب دادن وى را تعهد مىكنم . موسى فرمود : بعد از آنكه كفايت مؤونه وى كردى ، زبان در دهان حركت داد در آن وقت چه مىگفت ؟ عرض كرد : هرگاه كه تعهد او مىكنم ، دعا مىكند كه « غفر اللّه لك و جعلك جليس موسى يوم القيامة في قبّته و درجته » موسى فرمود : اى جوان ! بشارت باد تو را كه من موسى هستم و حق تعالى دعاى مادر را در حق تو