بلندى كردن و مقدم شدن و طلب صدرنشينى و در سخن گفتن بد آيد او را ، اگر سخنش را ردّ كنند . متكبر كسى است كه اگر او را نصيحت كنند ، به دماغش مىخورد و اگر ديگرى را موعظه كند ، از روى درشتى و تندى موعظه مىكند و هركس خود را بهتر از يكى از خلق خدا بيند ، متكبر است . بلكه سزاوار است كه شخص بداند كه خوبى آنست كه حق پسنديده باشد در فرداى قيامت و اين موقوف ، به اين است كه با حسن خاتمه از دنيا برود و اين موضوع پوشيده و مخفى است . پس اعتقاد شخص در نزد خود كه : من بهترم ، جهل محض است . بلكه شايسته و سزاوار است نظر نكند به احدى مگر اينكه او را بهتر از خود بداند و فاضلتر و در نزد حق پسنديدهتر . اگر صغيرى را ديد بگويد : او معصيت خدا را نكرده و من معصيتكارم ، شكى نيست كه او بهتر از من است . و اگر همسن خود را ديد ، بگويد : شايد او كارهاى نيك انجام داده و من گناه زياد كردم ، پس البته او از من بهتر است . و اگر بزرگتر از خود را ديد ، بگويد : عمر او بيش از من است و زيادتر از من خدا را عبادت كرده . اگر عالمى را ديد بگويد : به او عطا شده چيزى كه به من عطا نشده و او بهجايى رسيده كه من نرسيدم و عالم است چيزهايى را كه من جاهل به آنها هستم . و اگر جاهلى را ديد بگويد : او معصيت كرده از روى نادانى و من معصيت كردهام با دانستن و حجت خدا بر او سهلتر است و نمىدانم كه عاقبت من به چه منجر و عاقبت او به چه منتهى شود . و اگر كافرى را ديد بگويد : اميد است كه اسلام بياورد و گناهانش به سبب اسلامش بخشيده شود و از گناهان بيرون آيد مانند مويى كه از خمير بيرون آيد امّا شايد عاقبت من منتهى به شرك و كفر شود و فردا اين كافر از مقربين و من از مبعدين باشم . و كبر بيرون نمىرود از مغز متكبر مگر اينكه به يقين بداند كه بزرگ آن است كه در نزد پروردگار بزرگ باشد . و هر كس بايد بترسد از اينكه مبادا با حسن خاتمه از دنيا نرود و اين خوف مانع است از تكبر كردن بر بندگان خدا اگر چه شخص به ايمان خود يقين كامل داشته باشد ، باز هم نمىتواند قطع پيدا كند به حسن خاتمه خود ، تا خدا چه خواهد . تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد .
دو بيت
هم اوست آينه هم شاهد است و هم مشهود * به زير زلف و خط و خال پردهدار خود است
هم اوست عاشق و معشوق و طالب و مطلوب * به راه خويش نشسته در انتظار خود است