تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

قضيهء ذو النّون مصرى و شاگردان

« تفسير احسن القصص » نقل كرده كه : جوانى بر دست ذو النون توبه كرد و به رسم هديه دويست دينار زر سرخ بر مريدان شيخ نفقه كرد و مدتى ملازمت شيخ اختيار نمود و از جانب او هيچ التفاتى نمىديد . روزى بر سبيل شكايت نزد بعضى اين حكايت را اظهار مىكرد . چون شيخ از اين معنى وقوف يافت بر خاطرش بسيار گران آمد ، جوان را طلبيد و انگشترى پر قيمت به وى داده ، فرمود : به بازار برو بر مقوّمان عرضه كرده ، قيمت وى معلوم كن و بعد از آن به فروش . جوان انگشترى به نزد بقالان و كفش‌گران و ارباب صنايع برده زياده از ده درهم قيمت نكردند . پس نزد شيخ آمد و تقرير واقعه نمود . شيخ به او گفت : انگشتر را به كدام طايفه عرض كردى ؟ گفت به بقالان و بزازان و خبازان و امثال ايشان . شيخ ، خاتم از وى بستاند به مريد ديگر داد تا به جواهرين برده به دويست دينار زر سرخ بفروخت و بها را بمحضر شيخ حاضر ساخت . شيخ دويست دينار را به آن جوان تسليم كرد و فرمود : زر خود گير و برو كه معرفت تو در شناخت معارف و حقايق چون معرفت توست در بيع خاتم ؛ وقتى قدر و قيمت آن ندانى و به نااهل نشان دهى ، قدر و قيمت معارف را كجا دانى ؟ و نگاه داشتن آن كى توانى ؟ .

خطبه كردن يكى از ملوك خراسان دختر ملك فارس را

آورده‌اند كه يكى از ملوك خراسان ، كريمهء ملكى از ملوك فارس را خطبه كرد و به عقد خويش مخصوص گردانيد و مدت مديدى ترتيب جهاز و رخت را نمود . بعد از آن با دويست شتر در زير بار اقمشه و امتعه و ديبا و حرير و درهم و دينار و جواهر و يكصد نفر غلام تركى و هندى و چينى و كنيزكان تركيه و روميه ، همراه عروس از فارس بخراسان فرستادند . داماد حاجبى را به استقبال فرستاد و به حاجب گفت : از فحواى معامله عروس كيفيت اوضاع و علو همت و ارتفاع آن معلوم كرده ، به زودى مراجعت كن . حاجب چون به شرف ملاقات فائز شد ، عروس را ديد در محفه زرين نشسته و گربه‌اى در پيش خود نشانيده و قلاده زرين مكلل به جواهر ثمين در گردن آن كرده و تمامى همت و همگى نهمت را به ملاعبه با آن گربه باز آورده . حاجب فى الفور مراجعت نمود و شاه را صورت واقعه عروس باز نمود . ملك در ساعت پنجاه هزار دينار كه نفقه مهر وى بود
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى ) — صفحة 156 | حسين فاطمى