عظمى تمام نمىشود ، جز به علم و عمل . « 1 » چنان كه شيخ سعدى عليه الرحمة فرموده :
بار درخت علم ندانم بجز عمل * با علم اگر عمل نكنى شاخ بىبرى
امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : « علم مقرون است به عمل ، علم صدا مىزند عمل را اگر اجابت نمود فبها و الا كوچ مىكند . « 2 » » چه كلامى است بزرگ كه در طى آنست مطالب شامخه ! زيرا انسان تا ترك عادت و سيره جامعه را كه در آن فرو رفتهاند نكند و سيره و دستورالعمل محمّد و آل او صلوات اللّه عليهم را در مقام عمل نگزارد هرگز بهجايى نمىرسد .
در حاشيه مكارم الاخلاق ص 223 ابن فهد مىفرمايد ؛ ما به ترجمه فرمايش ايشان قناعت مىكنيم ، مىفرمايد : نمىيابد انسان با اين اخلاق رذيله اقبال به حق را در نفس خود ، تا چه رسد به اقبال حق بر او . بلكه از وظيفه خدمت ، طبع او متنفر و از قارى و خواننده به حق او را خوش نيايد و سكوت او را طالب باشد ؛ چنان كه دردناك از خورشيد وضوء آن متأثر و بر ذائقه مريض ، آب خوشگوار ناخوش آيد .
جناب عيسى عليه السّلام مىفرمايد : به حق مىگويم شما را چنان كه مريض به طعام نظر مىنمايد ، از شدّت درد لذت از طعام نمىبرد همچنين صاحب دنيا لذت از عبادت نمىبرد و حلاوت و شيرينى آن را نمىيابد ، با آنكه حلاوت و شيرينى دنيا در كام اوست . « 3 »
ورع و تقوا
ابى حمزه از حضرت ابى جعفر روايت مىكند كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « زمانى بر مردم بيايد كه بهترين حالات در آن زمان حال كسى است كه در زاويه خانه خود بنشيند . « 4 » » البته اين رفتار خرق عادت جامعه است و ايمان لازم دارد انزواء از خلق . اگر شنيده باشى كه مرحوم مقدس اردبيلى مسائل مشكله خود را از ذوات مقدسه در مشاهد مشرفه سؤال مىنمود و جواب مىشنيد ، براى اين بود كه عادت جامعه را از خود دور كرده و متمسك بود به فرمايشات أهل بيت عصمت نعلا بالنعل . ضمن احوالات آن بزرگوار آمده : در يكى از سفرهاى آن جناب يك نفر از زوارى كه ايشان را نمىشناخت با
هامش
( 1 ) . كشكول شيخ بهايى 2 / 278 دفتر چهارم .
( 2 ) . نهج البلاغه 539 و كشكول شيخ بهايى 2 / 279 دفتر چهارم .
( 3 ) . بحار الانوار 14 / 325 .
( 4 ) . تحصين ابن فهد 18 .